دعوت به بازدید از عناوین وبلاگ

سلام بازدید کننده گرامی.از اینکه بذل عنایت فرموده و وقت شریفتان را برای بازدید از وبلاگ اینجانب صرف می کنید بسیار سپاسگزارم . از محضر گرانقدرتان تمنا دارم از عناوین وبلاگ نیز دیدن فرمائید.شاید مطلبی بود که ارزش یکبار خواندنش را داشته باشد .

عاشقانه - تقدیم به خانواده خوبم

بلبلی بر گمشده درختی، ترانه ای عاشقانه می خواند یار غارش را
بابونه ای هم پای موسیقی دل انگیز باد، می رقصد شادی را
گنجشکان همنوا ،بر شاخه نو رسیده سیبی،هجی می کنند زندگی را
کلاغی بر بلندای سروی، نقل می کند قصه دوری پاییز را 
شکوفه های درختی گلباران می کنند، قدم نورسیده برگ را
زنبوری ، سلامی هدیه می کند آن دورترین شکوفه را
و دختری نشسته بر خمیده درختی ، نمی بیند نگاه عاشقانه نهری را
ابر سپید تنهایی شده تا، غرقه باشد آسمان خیال را 
از دوردستها نیست،از همین خاک است و مهمان شده،همین زمین را 
در راه که می آمد بر شکوفه ای هدیه داده ،گرمای بوسه اش را 
کنار بلبلی برگمشده درختی، رها کرده قلبش را 
از برای کلاغی در بلندای سروی، سپرده تنهایی اش را 
کنار شکوفه های چشم به راه برگ، جا گذاشته انتظارش را 
برای گنجشکان نورسیده سیبی ،سرمشق داده واژگانش را
بر قلب پر مهر زنبوری، خالی کرده انباشته محبتش را 
اکنون،نشسته برخمیده درختی،مینگرد نگاه معصومانه شکوفه ای را 
اماز دوردستی،بلبلی با نوای عشق زیبایی،می درد رشته خیالش را
آهسته زمزمه می کند:یادم باشد ز بلبل آوازخوان بازپس بگیرم قلبم را 

طفلی به نام شادی
دیری است گم شده است
با چشم های روشن براق
با گیسویی بلند به بالای آرزو
هرکس از او نشانی دارد
ما را کند خبر
این هم نشان ما:
یک سو خلیج فارس
سوی دگر خزر

📝 #شفیعی_کدکنی

جان من توئی

در جان من،طنين صداى "#بنان"تويى 
زيباترين "#الهه_ى_ناز"جهان،تويى
 
هر چند آسمان خدا پر ستاره است،
اما عروس هر شب هفت آسمان،تويى
 
آنکس که در زمانه ى نامهربان ما،
مهرش به عرش طعنه زده،بى گمان،تويى
 
من رانده ى بهشتم و ديوانه ى زمين،
تا سيب سرخ وسوسه ى باغمان،تويى
 
حالا ورق بزن و خط به خط بخوان،مرا 
تا باورت شود همه ى داستان،تويى
 
ما در کنار هم غزلى ناب مى شويم،
وقتى که پيکرش منم و روح آن ،تويى...

جان من توئی

در جان من،طنين صداى "#بنان"تويى 
زيباترين "#الهه_ى_ناز"جهان،تويى
 
هر چند آسمان خدا پر ستاره است،
اما عروس هر شب هفت آسمان،تويى
 
آنکس که در زمانه ى نامهربان ما،
مهرش به عرش طعنه زده،بى گمان،تويى
 
من رانده ى بهشتم و ديوانه ى زمين،
تا سيب سرخ وسوسه ى باغمان،تويى
 
حالا ورق بزن و خط به خط بخوان،مرا 
تا باورت شود همه ى داستان،تويى
 
ما در کنار هم غزلى ناب مى شويم،
وقتى که پيکرش منم و روح آن ،تويى...

بشر دوباره به جنگل پناه خواهد برد

بشر دوباره به جنگل پناه خواهد برد !
به كوه خواهد زد !
به غار خواهد رفت !

تو كودكانت را ، بر سینه می فشاری گرم
و همسرت را ، چون كولیان خانه به دوش
میان آتش و خون می كشانی از دنبال
و پیش پای تو ، از انفجارهای مهیب
دهان دوزخ وحشت گشوده خواهد شد
و شهر ها همه در دود و شعله خواهد سوخت
و آشیان ها بر روی خاك خواهد ریخت
و آرزوها در زیر خاك خواهد مرد !

خیال نیست عزیزم ! ...
صدای تیر بلند است و ناله ها پیگیر
و برق اسلحه ، خورشید را خجل كرده ست !
چگونه این همه بیداد را نمی بینی ؟
چگونه این همه فریاد را نمی شنوی ؟
صدای ضجه خونین كودك عدنی ست ،
و بانگ مرتعش مادر ویتنامی ،
كه در عزای عزیزان خویش می گریند ،
و چند روز دگر نیز نوبت من و توست ،
كه یا به ماتم فرزند خویش بنشینیم !
و یا به كشتن فرزند خلق برخیزیم !
و یا به كوه ، به جنگل ، به غار ، بگریزیم !

- پدر ! چگونه به نزد طبیب خواهی رفت ؟
كه دیدگان تو تاریك و راه باریك است
تو یك قدم نتوانی به اختیار گذاشت .
تو یك وجب نتوانی به اختیار گذاشت !
كه سیل آهن در راه ها خروشان است !

تو ، ای نخفته شب و روز ، روی شانه اسب ،
- به روزگار جوانی - به كوه و دره و دشت ،
تو ای بریده ره از لای خار و خارا سنگ
كنون كنار خیابان ، در انتظار بسوز !
درون آتش بغضی كه در گلو داری ،
كزین طرف نتوانی به آن طرف رفتن !
حریم موی سپید تو را كه دارد پاس ؟
كسی كه دست تورا یك قدم بگیرد ، نیست
و من - كه می دوم اندر پی تو - خوشحالم
كه دیدگان تو در شهر بی ترحم ما
به روی مردم نامهربان نمی افتد !

پدر ، به خانه بیا ، با ملال خویش بساز !
اگر كه چشم تو بر روی زندگی بسته ست
چه غم كه گوش تو، و پیچ رادیو باز است :

- ” ... هزار و ششصدو هفتادو یك نفر امروز
به زیر آتش خمپاره ها هلاك شدند !
و چند دهكده دوست را هواپیما ،
به جای خانه دشمن گلوله باران كرد ! ...“

گلوی خشك مرا بغض می فشارد تنگ
و كودكان مرا لقمه در گلو مانده ست
كه چشم آنها ، با اشك مرد ، بیگانه ست .

چه جای گریه ، كه كشتار بی دریغ حریف
برای خاطر صلح است و حفظ آزادی !
و هر گلوله كه بر سینه ای شرار افشاند
غنیمتی است كه : دنیا بهشت !! خواهد شد .

پدر ، غم تو مرا رنج می دهد ، اما
غم بزرگ تری می كند هلاك مرا :

بیا به خاك بلا دیده ای بیندیشیم
كه ناله می چكد از برق تازیانه در او

به خانه های خراب
به كومه های خموش
به دشت های به آتش كشیده متروك
كه سوخت ، یك جا ، برگ و گل و جوانه در او !

به خاك مزرعه هایی كه جای گندم زرد
لهیب شعله سرخ
به چار سوی افق می كشد زبانه در اور
به چشم های گرسنه
به دست های دراز
به نعش كودك دهقان میان شالیزار
به زندگی ، كه فرومرده جاودانه در او !

بیا ، به حال بشر ، های های گریه كنیم
كه با برادر خود هم نمی تواند زیست
چنین خجسته وجودی كجا تواند ماند ؟ !
چنین گسسته عنانی كجا تواند رفت ؟

صدای غرش تیری دهد جواب مرا :
به كوه خواهد زد !
به غار خواهد رفت !
بشر دوباره به جنگل پناه خواهد برد !

 

 فریدون مشیری

سهراب سپهری از نگاه  شعرا و نویسندگان

پانزدهم مهرماه زادروز سهراب سپهری است؛ شاعری عرف با طبعی بسیار لطیف ، اما این شاعر محبوب در زمان خود در بین شعرا و نویسندگان موافقان و مخالفانی داشت که بسیاری  او را ستوده و برخی به او و شعرهایش نقدهائی داشتند .

سهراب سپهری در میان عامه مردم یکی از محبوب‌ترین شاعران نیمایی است. اقبال مردمی اما الزاما همیشه به معنای تأیید دیگر شاعران و منتقدان نیست. دست کم درباره سهراب سپهری انتقادهای تند کسانی همچون رضا براهنی، مهدی اخوان ثالث و احمد شاملو نشان می‌دهد که محبوبیت این شاعر در میان مردم منجر به علاقه‌مندی دیگر شاعران به آثار او نبوده است. البته فروغ فرخزاد، سیروس شمیسا و شمس لنگرودی نظر دیگری داشته و قدرت شاعری سهراب را ستوده‌اند. 

 

سپهری نیز خود در نامه‌ای درباره انتقادهایی که به او شده، می‌نویسد: «من می‌دانستم که پاسبان‌ها شاعر نیستند. در تاریکی آن‌قدر مانده‌ام که از روشنی حرف بزنم.»

 

رضا براهنی: ما باید شاعر این دنیای آشفته باشیم

رضا براهنی در انتقاد از دنیای شعری سهراب سپهری می‌گوید: «ما باید شاعر این دنیای آشفته به‌هم‌ریخته باشیم. پشت کردن به این دنیا کار درستی نیست و متأسفانه سپهری به این دنیای آشفته پشت کرده است. در یکی از شعرهایش به نام «مسافر»، سپهری از «بادهای همواره» خواسته است که «حضورِ هیچِ ملایم» را به او نشان بدهند. ولی این جهان آن‌چنان به خباثت آلوده است که هرگز نمی‌توان حضور هیچِ ملایم را به سپهری نشان داد... موقعی که جهان بدل به چیزی خفقان‌آور شده است و دو سوم دنیا گرسنه است و ملتی ساده‌لوح جهانی را به مسلسل بسته است، هیچِ ملایم به چه درد من و امثال من می‌خورد؟

 

اختلاف شاملو و سپهری در تعریف شعر

احمد شاملو هم معتقد است، تعریفش از شعر با تعریف سهراب از این مقوله متفاوت است: «باید فرصتی پیدا کنم یک بار دیگر شعرهایش را بخوانم، شاید نظرم درباره کارهایش تغییر پیدا کند. یعنی شاید بازخوانی‌اش بتواند آن عرفانی را که در شرایط اجتماعی سال‌های پس از کودتای 32 در نظرم نامربوط جلوه می‌کرد، امروز به صورتی توجیه کند. سر آدم‌های بی‌گناهی را لب جوب می‌برند و من دو قدم پایین‌تر بایستم و توصیه کنم که: «آب را گل نکنید!» تصورم این بود که یکی‌مان از مرحله پرت بودیم... آن شعرها گاهی بیش از حد زیباست، فوق‌العاده است... دست کم برای من فقط زیبایی کافی نیست؛ چه کنم؟ اختلاف ما در موضوع کاربرد شعر است. شاید گناه از من است که ترجیح می‌دهم شعر شیپور باشد نه لالایی؛ یعنی بیدارکننده باشد نه خواب‌آور.»

 

فروغ فرخزاد: سپهری با همه فرق دارد

اما فروغ فرخزاد که از دوستان سهراب سپهری هم بوده است، نظر متفاوتی دارد: «سپهری از بخش آخر کتاب «آوار آفتاب» شروع می‌شود و به شکل خیلی تازه و مسحورکننده‌ای هم شروع می‌شود و همین‌طور ادامه دارد و پیش می‌رود. سپهری با همه فرق دارد. دنیای فکری و حسی او برای من جالب‌ترین دنیاهاست. او از شهر و زمان و مردم خاصی صحبت نمی‌کند. او از انسان و زندگی حرف می‌زند و به همین دلیل وسیع است. در زمینه وزن راه خودش را پیدا کرده. اگر تمام نیروهایش را فقط صرف شعر می‌کرد، آن‌وقت می‌دیدید که به کجا خواهد رسید.»

 

مهدی اخوان ثالث: نقاشی‌های سهراب از شعرهایش بهتر بود

مهدی اخوان ثالث معتقد است، نقاشی‌های سهراب از شعرهایش بهتر است و می‌گوید: «از کارهای سهراب سپهری در این هشت کتاب چهار پنج شعر بدک نیست، بسیار نازکانه و لطیف است و به نظر من از بسیاری جهات تحت تأثیر شعرهای اخیر فروغ فرخزاد. او در ابتدا همه نوآوری‌ها و اسلوب‌بازی‌ها را آزمود. این اواخر که راهش را پیدا کرد، متأسفانه اجل مهلتش نداد که بیش‌تر کار کند. ولی سهراب سپهری مرد نجیب و محجوبی بود و نقاش بسیار خوبی...

 

فقط این چند شعر اخیرش است که می‌تواند پیامی را به خواننده‌اش ابلاغ کند، چون یکی از هدف‌های شعر ابلاغ پیام است... او در اشعار قبلی‌اش بیهوده به این طرف و آن طرف می‌گشت و می‌خواست کاری را انجام بدهد که دیگران انجام نداده بودند. ولی همان‌طور که قبلا گفتم، نجیب بود و چون برای کارش اصالتی قائل بود، دوباره بر سر جای اولش سادگی برگشت و کوشید تا در این اشعار آخرینش به مردم نزدیک بشود. او جست‌و‌جوگر سرگردانی بود که نقاشی‌هایش را به مراتب بهتر از شعرهایش ارائه می‌داد. او شاید در جست‌و‌جوی راهی برای ارتباط با مردم بود و توانست که آن را در این چند شعر آخرش پیدا کند.»

 

سپهری: فاجعه آن طرف سکه بود

سهراب سپهری نیز که حتما انتقادهای دیگران را به بی‌اعتنایی‌اش به سیاست شنیده است، خود در نامه‌ای شاید در پاسخ به این انتقادها نوشته است: «وجود گرسنگی، شقایق را شدیدتر می‌کند... وقتی که پدرم مرد، نوشتم: پاسبان‌ها همه شاعر بودند. حضور فاجعه، آنی دنیا را تلطیف کرده بود. فاجعه آن طرف سکه بود، وگرنه من می‌دانستم که پاسبان‌ها شاعر نیستند. در تاریکی آن‌قدر مانده‌ام که از روشنی حرف بزنم... ولی نخواهید که این آگاهی خودش را عریان نشان دهد... من هزارها گرسنه در خاک هند دیده‌ام و هیچ‌وقت از گرسنگی حرف نزده‌ام، نه هیچ‌وقت. ولی هر وقت رفته‌ام از گلی حرف بزنم، دهانم گس شده است.»

 

محمدرضا شفیعی کدکنی: سبکی که بلای جان سهراب شد

محمدرضا شفیعی کدکنی با اعتقاد به نبود ساخت شعری در آثار سهراب، از این موضوع انتقاد می‌کند: «شعر او در کل زنجیره‌ای است از مصراع‌های مستقل که عامل وزن، بدون قافیه آن‌ها را به هم پیوند می‌دهد و به ندرت دارای ساخت شعری (Structure) است... به همین مناسبت دورترین کس است از نیما و اخوان و شاملو... و به نظرم می‌توان گفت نوعی شعر سبک هندی جدید است که مجازهای زبانی بیش‌ترین سهم را در ایجاد آن دارند... سپهری تمام عمرش بیش از آن‌که صرف شعر گفتن شود، صرف کوشیدن در راه رسیدن به سبک شعری شد و با «صدای پای آب» به سبک شعری موفقی رسید و همان سبک در «ما هیچ ما نگاه» بلای جان او شد و مشتش را در برابر خواننده هوشیار باز کرد...»

 

سیروس شمیسا: عظمت سپهری بیش‌تر آشکار می‌شود

سیروس شمیسا هم که نظر تعدادی از شاعران برجسته را درباره سهراب سپهری در کتاب «راهنمای ادبیات معاصر» گرد آورده، خود درباره این شاعر می‌نویسد: «سپهری همان‌قدر که در میان مردم و ادب‌دوستان شیفتگان بیش‌تری یافت، در نزد برخی از شاعران طرد شد و آنان عمدتا بنا بر دو محور یکی این‌که شعرهای او مردمی و سیاسی نیست و دیگر این‌که ساختار ندارد، او را رد کردند و به نظر من این ردیه‌ها مبنای علمی درستی ندارند و باید آن‌ها را از باب منافسات شاعران هم‌عصر محسوب داشت.

 

سپهری یکی از بزرگ‌ترین شاعران معاصر است و هرچه زمان بیش‌تر می‌گذرد، عظمت او (و فروغ) بیش‌تر آشکار می‌شود و برعکس از اهمیت شاعران ایدئولوژیک کاسته می‌شود. به نظر بسیاری از دوست‌داران شعر، سپهری هم به لحاظ زبان و ساخت و هم به لحاظ بینش و محتوا، یک سر و گردن از دیگران فراتر رفته است. او در هر دو جنبه فلسفی هستی‌شناسی و معرفت‌شناسی به اوج‌هایی دست یافته است که برای معاصران او دست نداده است... به نظر می‌رسد که شهرت و محبوبیت سپهری در میان مردم برای آن دسته از ادیبانی که این توفیق را منوط به شعر سیاسی و اجتماعی می‌دانستند، پدیده‌ای غیرقابل هضم بوده است و لذا هر یک با طرح مسأله‌ای به ظاهر موجه و علمی شگفتی خود را اظهار کرده‌اند.»

 

شمس لنگرودی: قدرت مسحورکننده و خلق آثار نیرومند

شمس لنگرودی نیز معتقد است، سهراب سپهری توانسته است علی‌رغم همه انتقادهای غیرهنری با ایستادگی، صبر و هوشیاری به قله شعر نو دست یابد: «در جامعه‌ای که نقد هنر بستگی مستقیم به ناتوانی و توانایی‌های غیرهنری خالق اثر هنری دارد، لازمه ایستادگی و دوام در برابر تخطئه‌ها و تنگ‌نظری‌ها و بی‌اعتنایی‌ها، فقط خلق آثاری نیرومند است، و سپهری از چنین قدرت مسحورکننده‌ای برخوردار بود.

 

او با استعدادی ژرف و شناخت و اعتماد به نفس فراوان، در سایه تلاشی طاقت‌فرسا و دقتی حوصله‌سوز، در توفان انواع توطئه‌ها و دیگر ابتلائات فرهنگی جوامع استبدادی، با صبر و هوشیاری کافی کار کرد، قدم به قدم پیش آمد، تا نیمه اول دهه 40 که با انتشار آثاری چون «صدای پای آب» و «مسافرم و «حجم سبز» به قله شعر نو دست یافت.»

سهراب سپهری پانزدهم مهرماه 1307 در کاشان به دنیا آمد. اولین مجموعه شعر او با نام «مرگ رنگ» در سال 1330 منتشر شد. «زندگی خواب‌ها»، «آوار آفتاب»، «صدای پای آب»، «شرق اندوه»، «حجم سبز»، «ما هیچ، ما نگاه»، «در کنار چمن» و «هشت کتاب» از آثار این شاعرند.

 

او علاوه بر شعر، به نقاشی هم به صورت حرفه‌یی می‌پرداخت. از نقاشی‌های او نیز می‌توان به تابلوهای «طبیعت بی‌جان» (۱۳۳۶)، «شقایق‌ها، جویبار و تنه‌ی درخت» (۱۳۳۹)، «علف‌ها و تنه‌ی درخت» (۱۳۴۱) ، «ترکیب‌بندی با نوارهای رنگی» (۱۳۴۹)، «ترکیب‌بندی با مربع‌ها» (۱۳۵۱) و «منظره‌ی کویری» (۱۳۵۷) اشاره کرد.

 

سهراب سپهری در غروب اول اردیبهشت‌ماه سال 1359 در بیمارستان پارس تهران به علت ابتلا به بیماری سرطان خون درگذشت. صحن امام‌زاده سلطان‌علی روستای مشهد اردهال واقع در اطراف کاشان میزبان ابدی این شاعر و نقاش است.

 

پی‌نوشت: این نوشتار برگرفته از کتاب‌های «راهنمای ادبیات معاصر» (شرح و تحلیل گزیده شعر نو فارسی) نوشته سیروس شمیسا (نشر میترا) و «تاریخ تحلیلی شعر نو» اثر شمس لنگرودی (نشر مرکز) است.

آشنایی با دستگاه ها و گوشه های موسیقی سنتی ایرانی

دنیای موسیقی سنتی ایرانی، بزرگ و برای خیلی هایمان نسبتا ناشناخته است. بیایید با دستگاه ها و گوشه های آوازی اش آشنا شویم:
 

گاهی آدم فکر می کند اگر این امیر کبیر بنده خدا در تاریخ کشورمان حضور نداشت، چند سال قرار بود در خیلی زمینه ها عقب بیفتیم؟ حالا قضیه موسیقی ایرانی هم همینطور است. عشاق این سبک موسیقی باید فاتحه ای بفرستند به روحش که یک روز، خدا می داند چه در سرش گذشت که به فکرش رسید موسیقی ایرانی باید مرجع مدونی داشته باشد. همین شدکه علی اکبرخان فراهانی را که خودش یکی از آدم های کاربلد این حوزه بود صدا زد و دستور داد تا آهنگ های موجود در مناطق مختلف کشور را جمع آوری کند.

علی اکبرخان این آهنگ ها را به برادرش غلامحسین فراهانی یاد داد و او هم اینها را به میرزا حسین قلی و میرزا عبدالله. دو پسر علی اکبرخان که هر دو از نوازندگان به نام تار بودند، آموزش داد و این دو نفر شدند سرشاخه های موسیقی ایرانی و مولفان ردیف های موسیقی ایرانی.

حالا سال ها بعد از آن ماجرا، برای اینکه وقتی حرف از موسیقی ایرانی می شود زیاد گیج نزنیم، در حد بضاعت این صفحه سراغ ردیف موسیقی ایرانی رفته ایم و یک منوی پیشنهادی هم برای هر کدام و در ساعات مختلف روز داده ایم. باشد که بعد از خواندن متحول شده و دست به خواندن بزنید!



دستگاه ها هفتگانه موسیقی ایرانی چطور کار می کنند؟

شور و نوایی برپاست

ردیف موسیقی ایرانی از دو بخش اصلی و فرعی تشکیل می شود. قسمت اصلی اش شامل هفت تا دستگاه می شود هر کدامشان حال و هوا و البته طرفداران خاص خودشان را دارند. این هفت دستگاه، موسیقی اغلب نواحی ایران را دربر می گیرند و خیلی از آهنگ های نوستالژیک دوران کودکی مان را هم در دل خود جای داده اند.

1- شور

خیلی از آهنگ هایی که در جشن ها پخش می شود، در همین دستگاه شور ساخته شده اند. همانطور که از اسمش هم پیداست، موسیقی این دستگاه پر است از شور و انرژی. شور یکی از دستگاه های بسیار بزرگ موسیقی ایرانی به حساب می آید که حال و هوای آن به موسیقی ایرانی به حساب می آید که حال و هوای آن به موسیقی منطقه مازندران نزدیک است. البته این دستگاه نغمه هایی ملهم از موسیقی مناطق مرکزی ایران و کردستان هم شنیده می شود.



نمونه: آلبوم یاد ایام و به خصوص خود تصنیف یاد ایام یکی از نمونه های خوب دستگاه شور است. آلبوم «زیباترین» علیرضا افتخاری و «مرا عاشق» شهرام ناظری هم دو نمونه مشهور دیگر از این دستگاه بزرگ هستند.

2- نوا


به علت شباهتی که به دستگاه شور دارد، شناختش کمی به آگاهی نیاز دارد. در واقع اگر دستگاه شور را خوب بشناسید می توانید به تفاوت نغمه های نوا با شور پی ببرید. با این حال اگر دلتان یک شور و حال حسابی می خواهد، می توانید پیگیر آهنگ های این دستگاه هم بشوید.

نمونه: تصنیف «رفتم در میخانه» و آلبوم «نوا مرکب خوانی» از محمدرضا شجریان دو نمونه از این دستگاه هستند. «کنسرت نوا» از حسین علیزاده که دو نوازی تار و تنبک است و آلبوم «نینوا» باز هم از حسین علیزاده از دیگر نمونه های این دستگاه هستند.

3- ماهور

ماهور یکی از دستگاه های گسترده موسیقی ایرانی محسوب می شود که حال و هوای کاملا شادی دارد. اگر دلتان می خواهد با شنیدن یک موسیقی سنتی حسابی روح و روانتان شاد بشود، آهنگ هایی از این دستگاه را گوش کنید که اتفاقا نمونه های زیادی هم دارد.

 بعضی از زبان شناس ها می گویند واژه «ماهور» تغییر یافته واژه «ماژور» یکی از گام های اصلی موسیقی غربی است. جالب اینجاست که حال و هوای هر دویشان هم مشابه است. این دستگاه چند بخش دارد که بعضی بخش هایش به موسیقی منطقه سیستان و بلوچستان، بعضی هایش به موسیقی خراسان و لرستان و یک قسمت های دیگرش هم به موسیقی آذری آذربایجان نزدیک است.

نمونه: آهنگ معروف «مرغ سحر» ساخته مرتضی نی داوود یکی از نمونه های شناخته شده این دستگاه است. مرتضی نی داوود، یکی از شاگردان خوب میرزا حسینقلی و درویش خان خودش هم یکی از ردیف دان های موسیقی ایرانی بوده. شروع این آهنگ کاملا الهام گرفته از درآمد ماهور است. «ز من نگارم خبر ندارد» از آلبوم آهنگ وفا و «ز دست محبوب» از آلبوم شب وصل هم در این دستگاه خوانده شده اند.

4- چهارگاه


بعضی از دستگاه ها به زمان مشخصی از روز تعلق دارند ومعمولا آن موقع روز است که شنیدنشان به دل آدم می چسبد. چهارگاه دستگاهی است که کاملا به صبح ها اختصاص دارد. کافی است یکی از آهنگ های این دستگاه را اول صبح یا در زمان خمودگی و کسالت گوش کنید تا انرژی تان برای یک روز کامل جفت و جور بشود.

نمونه: قطعه معروف «سلام» کسایی که در آلبوم «صبحگاهی» علیزاده به زیبایی اجرا شده، نمونه ای زیبا از یک قطعه موسیقی ایرانی در دستگاه چهارگاه است که خیلی هایمان سال ها اول صبح هایمان را با آنها شروع کرده ایم، بدون اینکه بدانیم در این دستگاه ساخته شده اند. آلبوم «دستان» محمدرضا شجریان هم در این دستگاه کار شده. قطعه بی کلام «دخترک ژولیده» علینقی وزیری هم در این آلبوم مثال خوبی برای آشنایی با فضای چهارگاه است.

5- همایون


یکی از دستگاه های بسیار غمگین ایرانی که میزان غمش از آواز دشتی هم بیشتر است! اگر بغض توی گلویتان گیر کرده و بهانه می خواهید برای اینکه هر آنچه در دل دارید بیرون بریزید، یکی از آهنگ های این دستگاه را پلی کنید و سر و صورتتان را بسپارید به سیل اشک.



نمونه: قطعه «شد خزان گلشن آشنایی» جواد بدیع زاده و آهنگ معروف «اگر بار گران بودیم رفتیم» در این دستگاه ساخته شده اند. آهنگ «کاروان» شهرام ناظری که بارها در تلویزیون بر روی نماهنگی مرتبط با شهدای جنگ تحمیلی شنیده شده هم یکی دیگر از نمونه های این دستگاه است.

6- راست پنجگاه

یکی از دستگاه های مهجور ایرانی است که خیلی کم کار شده. راست پنجگاه شباهت هایی به دستگاه ماهور دارد. توی حرکت نت هایی که برای گوشه های هر دستگاه نوشته شده یک روند مشخص بالارونده یا پایین رونده وجود دارد. نت های موجود در دستگاه راست پنجگاه و ماهور کاملامشترک هستند اما این حرکات و گردش ملودیشان است که با هم فرق دارد.

 


نمونه: آلبوم «چشمه نوش» و آلبوم مشترک حسین علیزاده و علیرضا افتخاری با نام «راز و نیاز» دو نمونه خیلی خوب این دستگاه هستند.

7- سه گاه


بعضی می گویند سه گاه، منشعب شده از دستگاه چهارگاه است. «سه گاه» علاوه بر حالت بیدارکننده که مشخصه اصلی دستگاه چهارگاه است، بعضی جاها حالت شور و وجد دارد که آن هم به خاطر عوض شدن یکی دو نت کوچک است. این دستگاه شباهت هایی هم به دستگاه شور دارد و خلاصه مناسب است برای اینکه درجه حالتان را چندتایی ارتقا بدهد!


نمونه: آهنگ رسوای زمانه علیرضا قربانی در آلبومی با همین نام که با همایون خرم کار کرده در این دستگاه است. تصنیف «آسمان عشق» در آلبومش با همین نام و تار زلف، غم عشق و دل شیدا آلبوم «رسوای دل» و به ویژه آهنگ های «از غم عشق تو» این آلبوم، به خوبی این دستگاه را معرفی می کند.



دانستن الفبای موسیقی سنتی بر هر فرد بالغ موسیقی دوستی واجب است


قبل از خواندن بدانید

دنیای موسیقی آنقدر پر از واژه های شیک و خارجی است که اگر آدم همینطور یکهو یک متن تخصصی را شروع کند، امکان دارد سریعا بی خیالش بشود. این اصطلاحات تخصصی اگرچه کامل نیستند اما در حد فهمیدن این مطلب و ادعا کردن اینکه «من از موسیقی سنتی بیشتر از یک ساز می دانم!» کافی است.

- گوشه یا مقام: هر کدام از آهنگ هایی که قدیم ترها در مناطق مختلف ایران خوانده می شد را یک گوشه یا مقام می گویند. در واقع کوچکترین جزء هویت دار از ردیف موسیقی ایرانی است.

- دستگاه: خیلی از گوشه های موسیقی سنتی ایران، به این خاطر که به یک منطقه تعلق دارند، حال و هوای مشابهی دارند. این گوشه های با حال و هوای مشترک، همگی در یک مجموعه به نام دستگاه جمع آوری شدند و نام اختصاصی خودشان را گرفتند.

- آواز: هر آواز از مجموع چند گوشه تشکیل شده. این گوشه ها در واقع عضوی از همان هفت دستگاه بوده اند که چون با همدیگر شباهت بیشتری داشته اند، از دل دستگاه ها بیرون کشیده شده اند و نام آواز بر مجموعه شان گذاشته شده.

- ردیف موسیقی ایرانی: مجموعه این دستگاه ها و آوازها در کتابی به نام ردیف موسیقی ایرانی جمع آوری شده. این کتاب در واقع دایرة المعارف موسیقی سنتی ایرانی است که این روزها نسخه هایی از آن به صورت اختصاصی برای هر کدام از سازها چاپ شده است. مثل ردیف موسی معروفی که برای پیانو، ردیف طاهرزاده و دوامی برای آواز و ردیف ابوالحسن صبا برای نی.

- مرکب خوانی: در مرکب خوانی نوازنده از یک دستگاه شروع می کند و به تدریج وارد دستگاه های دیگر می شود. البته افرادی که این کار را می کنند، باید شناخت دقیقی از ردیف موسیقی داشته باشند. اصطلاحی در موسیقی داریم به نام فرود. برای توضیح کلمه فرود بهتر است یک مثال بزنیم تا ربطش را با مرکب خوانی بفهمیم؛ مثلا شما در دستگاه ماهور هستید، گوشه ها را دانه دانه جلو می روید تا می رسید به گوشه دلکش. این گوشه وجه تشابهاتی با دستگاه شور دارد. اگر نوازنده یا خواننده متبحر باشند، آن لحظه خیلی زیرکانه می تناند ادامه کار را در دستگاه شور برود اما چون کارش را از ماهور شروع کرده است نهایتا باید کار را در همان ماهور ختم کند.

در واقع خیلی زیرکانه وارد دستگاه شور می شود و دوباره برمی گردد در دستگاه ماهور فرود می آید. یعنی از نقاط تشابه دستگاه ها کمک گرفته و مرکب خوانی می کنند.

- نت شاهد: نتی است که در هر دستگاه یا آواز بیشترین کاربرد را داشته و در تداعی کردن حال و هوای آن دستگاه یا آواز هم سهم بیشتری دارد. اغلب گوشه ها معمولا با نت شاهد شروع و تمام می شوند. در موسیقی غربی به این نت شاهد درجه اول گام می گویند. نوازنده خوب کسی است که این نت را در هر دستگاه یا آواز به خوبی بشناسد و به موقع از آن استفاده کند.

- درآمد: اولین گوشه آغاز کننده هر دستگاه و آواز. گوشه درآمد تداعی کننده حال و هوای کل آن دستگاه یا آواز است؛ یعنی اگر می خواهید حال و هوای یک دستگاه را بفهمید، بهتر است که اول درآمدش را گوش بدهید.

- رپراتوار: معادل ردیف در موسیقی غربی.در غرب برای هر ساز یک رپرتوار مجزا موجود است. در ایران هم چنین کاری را برای ردیف کرده اند و برای هر سازی ردیف مخصوص آن را تدوین کرده اند.

- گام: در موسیقی غربی معادل دستگاه است که به دو دسته اصلی مینور و ماژور تقسیم می شود. به هشت نت پشت سر هم در موسیقی غربی یک گام می گویند. به فاصله بین هشت تا نت اکتاو هم می گویند.

- دانگ: هر چهار نت پشت سر هم یک دانگ است. در موسیقی غربی به هر دانگ یک تتراکورد می گویند. وقتی می گویند فلانی صدای شش دانگی دارد، یعنی می تواند شش تا دانگ که شامل 24 نت – یا به عبارتی سه گام است – را به ترتیب بخواند. خواننده شش دانگ کسی است که به اجرای هر بیست و چهار نت تسلط کامل دارد. حنجره ای که این توانایی را دارد، چیز خاصی است.

- مرصع خوانی: مرصع پلو چیست؟ پلویی است که همه چیز تویش ریخته شده. مرصع خوانی هم همچین چیزی است. یعنی برخلاف مرکب خوانی، نیازی نیست دنبال وجه تشابه بین دستگاه ها باشید و هر موقع دلتان بخواهد دستگاه را عوض کنید. البته خواننده متبحر طوری این کار را می کند که برای شنونده آزاردهنده نباشد. در ضمن در مرصع خوانی هیچ نیازی نیست که آواز را در همان دستگاه اولیه به پایان ببرید.. یکی از مشهورترین خوانندگان سبک مرصع خوانی «رامبد صدیف» است.



بخش فرعی ردیف موسیقی ایرانی، به اندازه بخش اصلی تنوع و گستردگی دارد

جُنگ پنج و هفت

در ردیف موسیقی ایرانی پنج آواز اصلی وجود دارد که در واقع مجموعه ای از «گوشه» ها هستند که عضوی از دستگاه های مختلف بوده اند اما به خاطر شباهت بیشتری که با هم داشته اند، از دستگاه مورد نظر جدا شده و به شکل یک آواز درآمده اند.

این وسط، «بیات کرد» و «شوشتری» دو آوازی هستند که بین موسیقیدان ها بر سر مستقل حساب آوردنشان اختلاف است و آمار آوازها را بین عدد پنج و هفت معلق نگه داشته اند!

بیات کرد (کرد بیات)

آثاری که در این آواز خوانده شده اند، آنقدر محدودند که هیچ وقت تا به حال هیچ آلبوم کاملی از بیات کرد ساخته نشده. این آواز هم زیرمجموعه دستگاه شور به حساب می آید.



نمونه: در آلبوم «آستان جان» که اثر مشترک شجریان و پرویز مشکاتیان است، چند نمونه از این آواز وجود دارد. تصنیف «دل دیوانه» هم یک نمونه دیگر این آواز است.

بیات اصفهان

با اینکه این آواز گوشه های غمگینی دارد اما غم و حزن و اندوه آواز دشتی متفاوت است. حال و هوای بیات اصفهان تا حدودی با «گام مینور» در موسیقی غرب یکی است.

نمونه: این آواز یکی از آوازهای مورد علاقه آهنگسازها و خوانندههای ایرانی است و خیلی رویش کار می کنند. آلبوم «سفر به دیگر سو» شهرام ناظری و یک قسمت از آلبوم مشترک کیهان کلهر و علی بهرامی فرد با نام «تنها نخواهم ماند» در آواز بیات اصفهان است. تیتراژ سریال هزاردستان که مرتضی نی داوود ساخته هم یکی دیگر از نمونه های این آواز است.

دشتی


دشتی همیشه پای ثابت عزاداری ها بوده و هست. غمی که در این آواز وجود دارد قادر است اشک هر جنبده ای را دربیاورد! دشتی علاوه بر کاربردش در مراسم عزاداری، در موسیقی درمانی هم استفاده می شود. خیلی از روانشناس ها از این نوع موسیقی استفاده می کنند تا بیمار مورد نظر به راحتی احساساتش را بیرون بریزد و خودش را تخلیه کند. آواز دشتی بسیار شبیه آهنگ های منطقه گیلان است.

حتی یکی از گوشه های این آواز به نام «دیلمان»، نام منطقه ای در استان گیلان است. به همین خاطر هم خیلی ها به شوخی به آواز «دشتی» می گویند «رشتی». با اینکه تنوع این آواز زیاد نیست اما کارهای زیادی در آن ساخته شده. دشتی هم زیرمجموعه دستگاه شور است.


نمونه: آواز خوانده شده توسط فریدون پوررضا در موسیقی تیتراژ سریال پس از باران که در گوشه دیلمان است، به خوبی فضای آواز دشتی را تداعی می کند. جالب است بدانید آهنگ «رعنا»ی گروه رستاک و آهنگ معروف «ای ایران ای مرز پرگهر» با اینکه ملودی شادی دارند اما زیرمجموعه آواز دشتی هستند.

در واقع خلق این فضاهای متفاوت خیلی وقت ها به ذوق، خلاقیت و زیرکی آهنگساز برمی گردد که از فضای دستگاه یا آواز استفاده کند و با استفاده از ریتم، آهنگی خلق کند که با فضای عمومی دستگاه یا آواز متفاوت باشد.

بیات ترک


این آواز یکی از زیرمجموعه های دستگاه شور است و مثل همان دستگاه آدم را به وجد می آورد.

نمونه: قطعه «اندک اندک» شهرام ناظری بیات ترک است. شروع این آهنگ الهام گرفته از گوشه «درآمد» آواز بیات ترک است. آلبوم «گل صدبرگ» ناظری نمونه دیگری از این آواز است. جالب است بدانید اذان موذن زاده اردبیلی در گوشه ای از این آواز با نام «روح الارواح» ساخته شده و به نظر می رسد مرحوم موذن زاده به خاطر اسم این گوشه، آن را برای اذان خود انتخاب کرده.

افشاری




این آواز هم یکی از زیرمجموعه های دستگاه شور است. بسیاری از تصنیف های قدیمی در این آواز ساخته شده اند. آوازهای افشار گاه با حزن همراهند و گاهی هم بسیار شاد هستند.

نمونه: تصنیف «از کفم رها»ی عارف قزوینی با این شروع، «از کفم رها شد قرار اول ...» از نمونه های آشنای افشاری است.

شوشتری


با اینکه این آواز تم غمگینی دارد اما تعدادی آهنگ شاد هم در آن خوانده شده. با این حال تم اصلی این دستگاه غمگین است. شوشتری گوشه های کمی دارد. خیلی ها معتقدند شوشتری در واقع یکی از گوشه های دستگاه همایون است نه یک آواز مجزا.



نمونه: تصنیف بیا تا گل برافشانیم ساخته حسین علیزاه و با آواز علیرضا افتخاری در آلبوم راز و نیاز، قطعه بی کلام «به زندان» از استاد ابوالحسن صبا و آهنگ معروف سریال دلشدگان دو نمونه غمگین از این آواز و آهنگ شیرازی «جینگه جینگه ساز میاد و ...» یک نمونه شاد این آواز است.

ابوعطا


این آواز هم حال و هوای غمگینی دارد و زیرمجموعه دستگاه شور محسوب می شود.

نمونه: آلبوم «آتش در نیستان» شهرام ناظری و «تصنیف بهار دلکش» محمدرضا شجریان از نمونه های این آواز هستند.

آشنایی توصیفی با دستگاه های موسیقی ایرانی باذکر مثال های عینی

بحث دستگاه های ایرانی: شاید اولین چالش در برخورد با کلمه دستگاه،وجه تسمیه ی ان باشد.دستگاه، یعنی محل گذاشتن دست از نظر لغوی و از نظر موسیقیایی، چون محل گذاشتن انگشتان در هر دستگاه از موسیقی ایرانی با دستگاه دیگر تفاوت داشته، به اصطلاح هر بخش از موسیقی ایرانی رو دستگاه یعنی محل های بخصوص گذاشتن دست روی دسته ساز نام گذاری کردند. اگر موسیقی ایران را یک کشور فرض کنیم، دستگاه را به استان، نغمه را شهر و گوشه را به خانه می توان تعبیر کرد.

 موسیقی ایرانی شامل  هفت دستگاه و پنج آواز می باشد
دستگاه ها عبارتند از: 1-شور 2-ماهور 3- سه گاه 4-چهارگاه 5-راست پنجگاه 6-همایون 7-نوا
آوازها عبارتند از: 1-دشتی 2-بیات ترک 3-افشاری 4- بیات اصفهان 5-ابوعطا

حال، اگر بخواهیم بگویم که کدام آواز ها متعلق به کدام دستگاه ها هستند ترتیب به این صورت می باشد:

1- شور : آواز افشاری، بیات ترک، ابوعطا، دشتی
2- همایون:  بیات اصفهان

همانطور که می بینید، شور ام المقام یعنی مادر آواز ها هم خوانده شده، چون قسمت عمده ای از موسیقی ایرانی در دستگاه شور نمود پیدا می کند و به عکس، دستگاه نوا مهجور ترین دستگاه ایرانی هست،

اگر بخواهیم در یک جمله دستگاه را تعریف کنیم، دستگاه یعنی حال و هوا. این دقیقاً اولین چیزی است که از شنیدن هر دستگاه به ذهن انسان متبادر می شود. در اکثر کتب موسیقی یا رساله ها و مقالات، تعاریف دستگاه کمی گنگ هستند. اما در کل بدیهی است که احساسی که شنونده از هر دستگاه پیدا می کند کاملاً با دستگاه دیگر فرق دارد

تا اینجا بیشتر به مفاهیم پرداختیم، اما حالا از حال و هوا می خواهیم حرف بزنیم. مختصر و مفید:

1- شور: حزن و اندوه عاشقانه از نوع جانسوز.آتشی ز کاروان جدا مانده، استاد علی تجویدی و "خلوت گزیده" اثر استاد شجریان و زنده یاد استاد پایور و"مژده بهار" اثر زنده یاد ایرج بسطامی و استاد مشکاتیان
2- ماهور: شادی و فرح فراوان . مرغ سحر
3- همایون: غمی شکایت گونه.تو ای پری کجایی، همایون خرم یا کیه کیه در می زنه از بانو پوران
4- نوا: عرفان و سیر و سلوک عارفانه . اثر جاودان نینوا، از حسین علیزاده (ارکستر خانواده ویولن و نی)
5- سه گاه: سوز و غم الهی و عارفانه . رسوای زمانه از الهه
6- چهارگاه: شادی متعادل و هدفمند، حس سلحشوری . بادا بادا مبارک بادا...
7- راست پنجگاه: تقریباهمان ماهور.اجرای محمد رضا لطفی، شجریان و ناصر فرهنگفر در جشن هنر شیراز

8- بیات ترک. اذان جاودان موذن زاده اردبیلی در گوشه ی روح الارواح
9- بیات اصفهان . یک غم نوستالژیک، غم غربت، غم عشق و ناز معشوق، دلم می خواد به اصفهان برگردم، معین یا می زنم فریاد هر چه باداباد از هایده یا بوی جوی مولیان از بنان و مرضیه با آهنگسازی استاد بدیعی
10- ابوعطا. اشکم دونه دونه از بانو پوران
11- افشاری .(مثنوی شجریان برای دم افطار)
12- دشتی . محزون ترین نغمه های ایرانی در این آواز هستند.

- شور:

دستگاه شور : شور عجیبی دارد ! ساده و صمیمی و بی تکلف است . اغلب اولین دستگاهی ست که می آموزند ، از این روی بسیار خاطره انگیز است . شور ؛ ابتدای راه هست و آغاز دلدادگی ! تقلا و تلاشی است برای در کنار یار بودن . از غم و اندوه و نفرت گرفته تا شادی و عشق و سرور را در خود جای داده . آری ، شور سرشار از پارادوکس ها و چند گانگی هاست ! و چون نام شورانگیزش عالی ترین و ژرف ترین احساسات و عواطف را بیان می کند و هرگز خود را در حصار یک حس و کلام نمی بیند . و چون تازه دلدادگان ، در مناظرات و سوال و جواب ها ، شیدایی و شیوایی خود را دارد که شاید یکی از برجسته ترین ویژگی هایش باشد

اغلب نغمات طوایف و ایلات و عشایر در زمینه این دستگاه است. آواز شور از جذبه و لطف خاصی برخوردار است که بسیار شاعرانه و دلفریب است. آواز شور ریشه عمیقی در فرهنگ ایرانی دارد که بیانگر تصوف و عرفان ایرانی است.


- آواز یا نغمه ابوعطا: ابوعطا آوازی است که بین عامه مردم رواج فراوان دارد و از لطافت و زیبایی خاصی برخوردار است.
- آواز یا نغمه بیات ترک:
این آواز حالت یکنواختی دارد. آواز بیات ترک علیرغم نامش صددرصد ایرانی است; بیات ترک را پیش از این بیات زند می خوانده اند.
آواز یا نغمه افشاری:
افشاری، آواز متاثر کننده و دردناک است که سخن از درد و اندوه درونی دارد.
آواز یا نغمه دشتی:
دشتی از زیباترین متعلقات مقام شور به حساب می آید که آن را آواز چوپانی نامیده اند. این آواز با آن که غم انگیز و دردناک است; درعین حال بسیار لطیف و ظریف است. احتمالا اصل این نوع آواز متعلق به چوپان ناحیه دشتستان واقع در استان فارس می باشد. امروزه این آواز وسعت بیشتری یافته و در شمال ایران با تغییر شکل مختصری به نغمه گیلکی تغییر یافته است. این آواز بین مردم گیلان رواج فراوانی دارد.  

2- همایون:

همایون آوازی است باشکوه و مجلل، آرام و درعین حال بسیار زیبا و دلفریب. برطبق قول مرحوم روح الله خالقی: «همایون ناصحی است مشفق و مهربان که با کمال شرم و آزرم با مستمعین خود مکالمه و درددل می کند و با بیانی شیوا چنان نصیحت می کند و پند می دهد که هیچ سخنران را این مهارت و استادی نیست شناسند.
- بیات اصفهان: آواز بیات اصفهان از آوازهای قدیم ایرانی است. آوازی جذاب و گیرا است که ریتمی بین شادی و غم دارد.

3- ماهور:

ماهور طبیعی ترین گام و اساس موسیقی فرنگی است. ماهور آوازی است با وقار و ابهت و شوکت خاصی به شنونده القا می کند و آهنگ ساز برای بیان شجاعت ها و دلیری از این آواز استفاده می کند. ماهور چون قرین موسیقی فرنگی است، بین جوانان جایگاه خاصی دارد. اما در مجموع آواز ماهور طرب انگیز و شاد می باشد.

4- چهارگاه:

سه گاه و چهارگاه با یکدیگر پیوستگی خاصی دارند. چهارگاه از نظر علمی مهمترین مقام موسیقی ایرانی است. این آواز نماینده جامع و کاملی از تمام حالات و صفات موسیقی ایرانی است. بطوری که تمام صفات عالی و ممتاز گام های ایرانی را می توان در چهارگاه به طور یکجا پیدا کرد.

5- سه گاه:

سه گاه از نغمه های قدیم ایران بوده و نام آن در کتاب های تاریخ موسیقی ایرانی نیز آمده است. آواز سه گاه ریشه کاملا ایرانی دارد. البته سه گاه درمیان ترک ها استعمال زیادی دارد و آنها درخواندن این آواز مهارت زیادی دارند. اما فارسی زبان ها آن را طور دیگری می خوانند. در هردو، آواز باحزن و اندوه و با تاثیر و تالم بسیار همراه است.

6- راست پنجگاه:

این دستگاه در بین دستگاه ها از همه کمتر اجرا می شود. بعضی موسیقیدان ها معتقدند که این دستگاه به قصد تعلیم بنا شده است. راست پنج گاه ترکیبی است از سایر مقام ها و در این آواز می توان به تمام مقام های ایرانی وارد شد. از این رو می توان تمام احساساتی که در دستگاه های موسیقی ایرانی است را با راست پنج گاه ایجاد نمود. راست پنج گاه آواز کاملی است; زیرا دارای تمام حالات و صفات آوازهای دیگر نیز هست.

7- نوا:

نوا از دیگر دستگاه های هفت گانه موسیقی ایرانی است که آوازی است درحد اعتدال و آهنگی ملایم و متوسط دارد، نه زیاد شاد و نه زیاد حزن انگیز. نوا را آواز خوب گفته اند و معمولا درآخر مجلس می نواختند. معمولا اشعار عارفانه مثل اشعار حافظ را برای نوا انتخاب می کنند زیرا تاثیر بسیار زیادی در شنونده ایجاد می کند.

در دوران دانشجویی در تهران    افتخار دوستی و همکلاس بودن با استاد  علی انصاری نصیبم شد. ایشان یکی از شاگردان ممتاز استاد شجریان هستند و جدیدا البومی به نام بی نشان به آهنگ

 سازی استاد حسین پیر نیا(اهنگ ساز تصنیف گل پونه ها با صدای زنده یاد ایرج بسطامی) منتشر

 کرده اند .

دستگاه های موسيقی ايرانی به ترتیب حروف الفبا


آيين جمشيد
از آوازهاي سي گانه باربد. اين لحن را نظامي ساز نوروز خوانده است.

آذربايجاني
از گوشه هاي دستگاه شور است
.

آرايش خورشيد
از لحان سي گانه باربد است. در برهان قاطع نام اين آواز آرايش جهان آمده است
.


ابوعطا
يكي از متعلقات دستگاه شور، كه گامش با آن يكي است و تنها اختلاف آن با شور در توقف مكرر روي درجه چهارم ( نت شاهد ) و درجه دوم ( نت ايست ) است. حجاز نيز شبيه به ابوعطا است و بيشتر براي خواندن مناجاتهاي مذهبي و قرآن بكار مي رود
.

ابوالچپ
نغمه اي كه در ماهور و راست پنچ گاه آيد
.

ارجنه
نوايي و لحني است از موسيقي
.

اسپهان
نام آهنگي از موسيقي.

اسپهانك
نام آهنگي از موسيقي.

اشكنه
نام نوايي از موسيقي است.

اشوراوند
از اصطلاحات موسيقي است.

اصباهان
نام مقامي است از كليه دوازده مقام موسيقي و آن را اصفهانك نيز خوانند.

اصفهان
يكي از چهار مقاله اصلي موسيقي است داراي دو فرع، حسيني و نوا، نام پرده اي از دوازده پرده موسيقي، اصفهانك نيز گفته مي شود
.

اصول ثقيل
يكي از هفده اصول موسيقي و اصول را به هندي تال گوين
د.

اصول خفيف
يكي از هفده اصول موسيقي.

اصول دار
در هيات نوازندگان كسي را گويند كه اصول نگاه دارد يا با اشارات دست و چوب و با ضرب آنان را به اصول رهبري كند
.

آن كه با طبل يا دف يا دورويه( دايره ) اصول نگاه دارد و خوانندگان و رقاصان و ورزشكاران را رهبري كند.

اصول فاخته
نوع يازدهم از هفده گونه اصول در موسيقي است. نام اصولي باشد كه از هفده بحر اصول موسيقي و آنرا فاخته ضرب هم خوانند و نام صوتي هم هست
.

افشار
نغمه اي از دستگاه شور است، گوشه هاي مهم آن عبارتند از: درآمد، جامه دران، مثنوي پيچ، قرايي، شاه ختايي.

اوج
از گوشه هاي دستگاه شور است.

اورنگي
يكي از الحان سي گانه باربد است
.

اوفر
هشت ضرب ( ديك دك دك ديك ديك دك ) از ضربهاي موسيقي ايران است
.


باد آورد
نام نوايي است از موسيقي
.

باده نوشين
نامي از نامهاي موسيقي
.

باروزنه
نام نوايي است از موسيقي.

باغ سياووشان
باغ سياووشان نام نوايي است از موسيقي و يكي از الحان سي گانه باربد است.

باغ شهريار
دستاني از موسيقي ايراني و از دستانهايي كه باربد در وصف قدرت و ثروت خسرو پرويز ساخته بوده است
.

باغ شيرين
نام نوايي از موسيقي و لحن چهارم از سي لحن باربد
.

برافشان
( ديك دك ديك دك ديك دك دك ديك دك ). از ضربهاي موسيقي ايران است.

برگردان مسيحي
از گوشه هاي موسيقي ايراني در دستگاه شور است.

بستان شيرين
نام نوايي است از موسيقي كه آن را باغ شيرين هم ناميده اند
.

بسته صفاهان
لحني از الحان موسيقي
.

بسته نگار
نوعي سرور و راگني و نقشي است از موسيقي.

بسكنه
نوايي از موسيقي است
.

بغدادي
از گوشه هاي موسيقي ايراني در دستگاه شور است
.

بيات ترك
از نغمه هاي شور است كه گوشه هايش عبارتند از: در آمد، شكسته، قطار و فيلي



پاليزان
از نغمه هاي دوره ساساني است
.

پرتو فرخار
دومين آوازي كه باربد براي خسرو پرويز خواند و خسرو را چنان خوش آمد كه گفت: «همه اعضاي بدن من مي خواهند براي بهره بردن از آن سراپا گوش گردند»‌.

پرده تنگ
نام الحاني از الحان موسيقي.

پرده چغانه
نام نوايي است از موسيقي.

پرده خرم
نام نوايي است از موسيقي.

پرده دير سال
نام پرده اي است از موسيقي.

پرده زنبور
نام پرده اي است از موسيقي
.

پرده عنقا
نام نوايي است در موسيقي
.

پر كوهان
نوايي است از سي و يك لحن معروف
.

پنجه كردي
آهنگي از موسيقي.

پيش در آمد
نوعي قطعه ضربي است كه در واقع قسمتهاي مهم يك دستگاه است كه با ضرب يكنواخت سه ضرب و شش ضرب و دو ضرب و چهار ضرب اجرا مي شود
.


تخت اردشير
نام نوايي است از موسيقي در دوره ساساني
.

تخت طاقديس
يكي از الحان سي گانه باربد است. اين آواز را تخت طاقديس نيز خوانند
.

تركي ضرب
سيزده ضرب است ( ديك ديك دك دك دك ديك دك ديك دك ديك دك ) از ضربهاي موسيقي ايران است.



ثقيل
سي و شش ضرب است. از ضربهاي موسيقي ايراني است.

جالينوس
نام نوايي است در موسيقي
.

جامه دران
از نغمه هاي ساخته نكيسا و متعلق به دوره ساساني در مايه اصفهان است كه گويند نكيسا اين نوا را چنان خوب نواخت كه حضار مجلس همه جامه ها به تن پاره كردند و مدهوش افتادند
.

جرق
مقام موسيقي، پرده موسيقي.

جفت ساز
يكي از فنون و هنرهاي سازندگي و صفتي از صفات سازهاي زهي.

جمش
نام آوازي است
.

جوانويه
نام آهنگي است در موسيقي.

جهارت
آهنگي است در موسيقي
.


چار باغ
از الحان موسيقي، آهنگ مخصوصي در يكي از دستگاه هاي موسيقي قديم ايران
.

چار ضرب
نوعي از نوازش ساز كه به هندي چوتالا گويند و نوعي نواختن ضرب كه در زورخانه معمول است
.

چار گاه
چهار گاه را ببينيد.

چپ مضراب
اصطلاحي در طرز مضراب زدن به سيم هاي ساز.

چسته
نغمه و آهنگ را گويند.

چغان
چوبي را گويند مانند مشته حلاج كه سر آن شكافته جلاجلي چند در آن تعبيه كنند و اصول موسيقي را بدان نگه دارند و نام دستگاهي از موسيقي نيز هست
.

چكاوك
از نغمه هاي دروه ساساني است در مايه همايون.

چنبر
دوازده ضرب ( ديك دك ديك ديك دك ديك دك دك دك ) از ضربهاي موسيقي ايراني است
.

چند مايگي
از اصطلاحت موسيقي است
.

چوپاني
نام آهنگي است از آهنگهاي موسيقي مي باشد
.

چهار پاره
از گوشه هاي موسيقي ايراني است و معمولا در حجاز ابوعطا مي آيد و معمولا سه ضربي است و عده اي آن را هفت ضربي مي دانند و اين وزن در ماهور به نام نصير خاني معروف است.

چهار گاه
دستگاهي است بسيار قديمي و اصيل. بعضي از آوازهاي محلي و آهنگ عروسي معمولا در ايران و مبارك باد در اين دستگاه نواخته مي شود. گوشه هاي مهم اين دستگاه عبارتند از: در آمد ـ پيش زنگوله و نغمه ( كه آهنگ دو ضربي است )‌زنگوله ( آهنگ سه ضربي )، پهلوي، رجز ( كه اشعار فردوسي با آن خوانده مي شود ) و گوشه هاي: بدر، زابل، بسته نگار، مويه، حصار، پس حصار، معربد، مخالف، مغلوب، دوبيتي، كرشمه، حزين، خزان، حدي، ارجوزه، منصوري، ساربانك، پرستوك، شهر آشوب، حاشيه، لزگي.

چهار مضراب
قطعاتي كه با يك ساز همراه تنبك اجرا مي شود كه اول مخصوص سازهاي مضرابي بوده ولي بعداً با سازهاي آرشه اي نيز تقليد شد
.

حاجياني
از گوشه هاي دستگاه شور است
.

حربي
پنج ضرب ( ديك دك ديك دك ). از ضربهاي موسيقي ايران است.

حزان
اصطلاح موسيقي است
.

حزين
از گوشه هاي موسيقي ايراني در دستگاه شور است.

حسيني
از گوشه هاي دستگاه شور است
.

حصار
از گوشه هاي دستگاه سه گاه است.

حصارك بدل
لحني از الحان موسيقي.

حقه كاووس
يكي از الحان سي گانه باربد است. اين آواز را حقه كاس نيز گويند
.


خارا
از گوشه هاي موسيقي در دستگاه شور است
.

خارج خوان
اصطلاح موسيقي است و بر كسي اطلاق مي شود كه خارج از دستگاه آواز خواند
.

خاركن
نام نوايي است از الحان موسيقي كه از غايت فرح خار غم از دل مي كند
.

خانه عنقا
نام نوايي از موسيقي است
.

خاوران
نام يكي از گوشه هاي دستگاه ماهور است
.

خجست
نام نوايي است از موسيقي كه آن را خجسته نيز گويند
.

خسرواني
از نغمه هاي دوره ساساني كه در مايه ماهور نواخته مي شود و لحني كهن است كه مبتني بر نثر به مدح و آفرين خسرو پرويز نواخته مي شد. در واقع خسرواني يك نوع اشعار هجايي بوده و همانند ترانه ها و سرودهاي كنوني است
.

خفيف
بيست و پنج ضرب. از ضربهاي موسيقي ايران است
.

داد آفريد
نام يكي از سرودهاي ايران باستان كه باربد براي خسرو پرويز ساخته بود نام درست آن بايد دادار آفريد باشد
.

درآمد
از گوشه هاي موسيقي در بيات ترك و افشار.

درغم
از نغمه هاي دوره ساساني است
.

دستان عرب
از گوشه هاي موسيقي ايراني در دستگاه شور است
.

دشتستاني
از گوشه هاي دستگاه شور است
.

دشتي
يكي از آوازهاي دستگاه شور . دشتي از زيباترين متعلقات شور، و غم انگيز ولي ظريف است، آواز چوپاني ايران مي باشد و زندگاني بي آلايش چوپانان و صحرانشينان را وصف مي كند، گوشه هاي مهم نغمه دشتي عبارتند از: درآمد، دوبيتي، گيلكي، گبري، بيات كرد
.

دل انگيزان
از نغمه هاي دوره ساساني است
.

دو بر يك
پنج ضرب است ( ديك دك ديك دك دك ديك دك دك ديك ). از ضربهاي موسيقي ايران مي باشد
.

دوبيتي
از گوشه هاي موسيقي ايران است.

دور
سيزده ضرب، ( ديك دك ديك دك دك ديك دك دك ديك). از ضربهاي موسيقي است.

ذوات الاوتار
آلات موسيقي كه در آنها زه بود. اين آلات مثل عود و چنگ، نزهت، قانون، رباب، تنبور، تار، سه تار، سي تار، كمانچه و غيره مي باشد.

ذوات النفخ
آلاتي موسيقي كه با دميدن نفس آدمي يا هوا نغمه كنند قسم اول چون ناي و شيپور و سورنا و كرنا و قره ني و قسم دوم چون ارغنون و ناي انبان و ارگ و پيانو و غيره
.

ذوالنقرات
آلات طرب كه با زخم و ضرب نغمه كنند چون دف و دورويه و تنبك و طبل و نقاده و دهل و مانند آنها.

ذوالاربع
اصطلاحي از موسيقي است
.

ذوالاربعات
اصطلاحي از موسيقي است كه چهار نغمه نيز گفته مي شود
.

ذوالخمس
اصطلاحي در موسيقي است
.

ذوالكل
دوره نغمات هشتگانه يا گام را گويند.
« از داد آفريد تا دور »

راح و روح
از آواز هاي باربد كه نظامي آنرا روز فرخ ناميده است
.

راز و نياز
يكي از گوشه هاي دستگاه همايون.

راست پنچگاه
اين دستگاه مقام ششم در موسيقي ايراني است كه بسيار قديمي است و به مناسبت اسم آن احتمالا به زمان ساسانيان مي رسد و نام « راست » در موسيقي ممالك مسلمان چه مجاور و چه دور ايران ديده مي شود. گوشه هاي آن خسرواني، بحر نور است و گوشه فرعي آن زنگوله صغير، زنگوله كبير، نغمه، روح افزا، نيريز، پنچگاه، سپهر، عشاق، نوروز عجم، قراچه، ميرقع، نهيب، عراق، محير، آشور، اصفهانك، بسته نگار، حزين، طرز، ابوالچپ، راوندي، ليلي و مجنون، نوروز عرب، نوروز صبا، نوروز خارا، نفير و فرنگ، ماوراء النهر، راك، راك عبدالله، شهر آشوب، حربي.

راست حجاز
موسيقي پرده حجاز كه راست قديماً پرده ( دايره ) بوده است مانند راست پنجگاه و غيره و حجاز نيز يكي از ملحقات دستگاه شور است
.

راست ساز
نوعي از فنون سازندگي و صفتي از صفات سازهاي زهي است.

راست كوك
اصطلاحي از موسيقي كه در سازهاي زهي كه يك سر سيمها به كاسه ساز متصل است و ثابت مي باشد و سر ديگر آن سيمها به گوشه هاي غير ثابت اتصال دارد كه براي كم و زياد كردن آواي ساز آن گوشه ها را به طرف راست يا چپ مي پيچاند
.

راست ماهور
دستگاه ماهور در اصطلاح موسيقي
.

راست مايه
آهنگي از موسيقي است از دستگاه راست پنچگاه
.

راك عبدالله
نام نوايي است در دستگاه ماهور
.

رامش جان
نام لحن هشتم از سي لحن باربد و نوايي است از ساخته هاي او، در برهان قاطع اين لحن آرامش جهان نوشته شده است
.

رامشخوار
نام نوايي است از موسيقي
.

راوندي
نام قطعه اي از قطعات دستگاه همايون در اصطلاح موسيقي.

راه گل
از نغمه هاي دوره ساساني است
.

راهوي
( يا رهاوي ) نام مقامي از موسيقي كه رهاوي نيز گويند و مقامي از دوازده مقام موسيقي است.

رزم خسرو
نام پرده و لحني از موسيقي ( اصطلاحي از موسيقي
).

رمل صغير
دوازده ضرب ( ديك دك دك دك ديك دك ديك دك ديك دك ). از ضربهاي موسيقي ايران مي باشد
.

رمل كبير
بيست و هشت ضرب. از ضربهاي موسيقي ايران مي باشد
.

رنگ
نوعي موسيقي كه با آن مي توان رقصيد.

رواني
پنج ضرب ( ديك دك ديك دك ) از ضربهاي موسيقي ايراني است.

روح الارواح
اصطلاحي است در موسيقي.

روز فرخ
از آواز هاي باربد.

روشن چراغ
از نغمه هاي دوره ساساني است
.

رهاوي
از گوشه هاي موسيقي ايراني در دستگاه شور است.

ره خسرواني
يكي از آهنگهاي باربد است.

زابل گبري
از گوشه هاي دستگاه سه گاه است.

زاحم
يكي از آهنگهاي موسيقي است.

زاغ
نام نوايي است از موسيقي.

زبول
نوايي است كه مطربان زنند.

زجاف
آواز و صداي كوس و نقاره را گويند
.

زخمه ور
نوازنده سازهاي زهي را گويند.

زنگوله
نغمه اي از راست پنجگاه است كه سه ضربي است.

زير افكن
از نغمه هاي دوره ساساني كه در مايه شور ساخته شده است.

زيركش سلمك
از گوشه هاي موسيقي ايراني در دستگاه شور است.

ساربانك
يكي از آهنگهاي موسيقي است.

سازسير آهنگ
ساز بلند آواز
.

سازگري
نام پرده اي است از موسيقي مركب از مقام عراق و اصفهان.

ساز نوروز
از آوازهاي باربد
.

سبز آرنگ
نام لحني از مصنفات باربد.

سبز بهار
نام نوايي از موسيقي است و آنرا سبزه بهار نيز گويند. و از نغمه هاي دوره ساساني است
.

سبز در سبز
نوايي از موسيقي و نام لحن نهم از سي لحن باربد.

سبزه بهار
نام نوايي و لحني از موسيقي.

سبزه در سبزه
سبز در سبز را ببينيد.

سبك
در اصطلاح موسيقي به نوعي از آهنگ گفته مي شود كه قابل فهم عامه باشد مثل موسيقي جاز كه در اين موسيقي در مقابل سنگين كه عبارت از موسيقي كلاستيك است بكار برده مي شود.

سپهبدان
نام پرده اي از موسيقي.

سرخانه
به اصطلاح موسيقي به معني آواز بلند است.

ستي زرين
نام آهنگي است
.

سر پرده
نام پرده اي از موسيقي.

سرجس
نام آهنگي است
.

سرزير
نام نوايي است از موسيقي.

سرصبح
آهنگي كه سربازان پيش از سپيده دم نوازند.

سروستان
از الحان سي گانه باربد است.

سروسهي
از آوازهاي باربد.

سلمك
اصطلاحي است در موسيقي.

سه گاه
اين دستگاه تقريباً در همه ممالك اسلامي متداول است. اين دستگاه بيشتر براي بيان احساس غم و اندوه كه به اميدواري مي گرايد مناسب است. آواز سه گاه بسيار غم انگيز و حزن آور است.گوشه هاي مهم اين دستگاه عبارتند از: در آمد، مويه، زابل، مخالف، حصار، گوشه هاي ديگر مانند: آواز، نغمه، زنگ شتر، بسته نگار، زنگوله، خزان، بس حصار، معربد، حاجي حسيني، مغلوب، دوبيتي، حزين، دلگشا، رهاوي، مسيحي، ناقوس، تخت طاقديس، شاه ختايي، مداين، نهاوند.


شادباد
از نغمه هاي دوره ساساني است.

شاديانه
ساز و دهل كه به شادي فتح يا عروسي مي زنند.

شادروان مرواريد
نام صوتي از مصنفات باربد و وجه تسميه اش اين است كه روزي باربد رامشگر به شادروان خسرو پرويز نشسته بود آن صوت را نواخت و آن را شادروان نام نهاد و خسرو فرمود طبقي پر از مرواريد نثار باربد كردند و آن را شادروان مرواريد خواندند و ضمناً اين صوت لحن دوازدهم از سي لحن باربد است.

شاكورد
نام نوايي از موسيقي
.

شاه ختايي
از گوشه هاي موسيقي در نغمه افشار
.

شاه ناز
نام لحني است در موسيقي.

شاه نامه
نام لحني است در موسيقي.

شبديز
از الحان سي گانه باربد است كه به مناسب مرگ شبديز ( اسب خسروپرويز ) سروده شده است.

شب فرخ
يكي از الحان باربد. در برهان قاطع نام لحن چهاردهم، از سي لحن باربدي محسوب شده ولي در فهرستي كه نظامي در خسرو و شيرين آورده لحن شانزدهم از سي و يك لحن باربدي است
.

شور
اين دستگاه ريشه بسيار قديمي دارد و مبناي بيشتر موسيقي هاي محلي و موسيقي معمول در ايلات به شمار مي رود نغمه هاي اين دستگاه عبارتند از:

1ـ نغمه ابوعطا كه گوشه هاي آن؛ در آمد، حجاز و چهار باغ است ( چهار باغ قطعه اي است ضربي، كه با اشعار با قافيه مخصوص همراهي مي شود).

2ـ نغمه بيات ترك با گوشه هاي؛ درآمد، قطار و فيلي. قطار در ايلات كرد بسيار معمول است و اغلب با اشعار بابا طاهر همراهي مي شود.

3ـ نغمه افشار كه گوشه هاي مهم آن؛ درآمد، جامه دران، مثنوي پيچ، قرايي، شاه ختايي است.

4ـ نغمه دشتي كه خود استقلال نيمه كاملي دارد. پايه موسيقي محلي بخصوص در شمال ايران است گوشه هاي مهم اين نغمه؛ درآمد، دوبيتي، گيلكي، گبري، بيات كرد است.

علاوه بر گوشه هايي كه در چهار نغمه بالا ذكر شد، گوشه هاي ديگري نيز در اين دستگاه نواخته مي شود مانند: سيخي و سملي در ابوعطا، دوگاه و روح الارواح در بيات ترك، نهيب در افشاري بيدكاني، چوپاني، غم انگيز، سرنج و كوچه باغي در دشتي، شهناز، گريلي، ملانازي، بزرگ، رهاب در شور. گوشه هاي ديگر دستگاه شور از اين قرارند: زيركش، سلمك، گلريز، صفا،‌خارا، قجر، حزين، قراچه، رهاوي، دستان عرب، تبه نگار، بغدادي، چهار پاره، برگردان مسيحي، حسيني، عراق، نهفت شكسته، اوج، غم انگيزم، عقده گشا، كوچه باغي، نشابورك، ضرب اصول، نيشاپور، حاجياني، دشتستاني، آذربايجاني، خسرواني، مهرباني.

صبا
نام آهنگي از آهنگهاي موسيقي
.

صحت نامه
تصنيفي است در موسيقي ساخته نصيرالدين طوسي
.

صفا
از گوشه هاي موسيقي در دستگاه شور است.

صفاهان
نام پرده اي از موسيقي كه آن را در آخر شب سرايند
.

صفاهانك
يكي از دوازده مقام موسيقي.

صوت الفتح
پنجاه و نه ضرب. از ضربهاي موسيقي ايران مي باشد.

صوفيانه
سه ضرب ( ديك دك ). از ضربهاي موسيقي ايراني مي باشد
.

صيار
آواز چنگ را گويند.

ضرب اصول
از گوشه هاي دستگاه شور است
.

طاقديسي
نام نوايي است از سي لحن باربد
.

طرنگشت
آواز تار و سازهاي زهي.

طنطنه
آواز تنبوره ورود و بربط را گويند و به معني آواز نقاده و كوس نيز گفته شود.


عراق
از گوشه هاي دستگاه شور است
.

عقده گشا
.از گوشه هاي دستگاه شور است


غرد
نوايي است از موسيقي
.

غم انگيزم
از گوشه هاي دستگاه شور است.

غنايي
شعر غنايي يا شعر موسيقي، شعري است كه حاكي از عواطف و احساسات روحي باشد. فخر، حماسه، حكمت و تعليم، مدح، هجا، رثا ء، تشبيب، وصف مناظر و نظاير آنها همگي در اين گونه به چشم مي خورد
.

غنچه كبك دري
لحن بيست و ششم از سي لحن باربد.

غنه
تحريري است از موسيقي كه در هنگام غنا و سراييدن بخيشوم بيني و دماغ ادا كنند.

فاخته ضرب
( ديك ديك دك ديك دك دك دك ). از ضربهاي موسيقي ايران و نام اصل يازدهم از هفده بحر اصول موسيقي كه گونه اي نواختن ساز را هم گويند
.

فرخ روز
نام پرده اي است از موسيقي و صوتي از مصنفات باربد و نام لحن بيست و هفتم از سي لحن باربد.

فرغانه
نام شعبه اي است كه آن را نهاوندك مي خوانند
.

فنه
نام نوايي است كه مطربان نوازند.

فيلي
از گوشه هاي نغمه بيات ترك است.


قالوس
نام نوايي و لحني از موسيقي است
.

قجر
از گوشه هاي موسيقي ايراني در دستگاه شور است.

قرايي
از گوشه هاي موسيقي در نغمه افشار.

قراچه
از گوشه هاي موسيقي ايراني در دستگاه شور است.

قرة العين
نام آهنگي است در موسيقي.

قره باغ
آهنگي است در موسيقي.

قصابه
نام آهنگي است
.

قطار
از گوشه هاي بيات ترك كه در ايلات كرد بسيار معمول است و اغلب با اشعار بابا طاهر خوانده مي شود.

قفل رومي
نام لحن پانزدهم از سي لحن باربد. ( اين لحن ترجمه شده لحن پهلوي است به عربي )


كاري
اصطلاح موسيقي است.

كاويزنه
از آهنگهاي موسيقي است
.

كبك دري
از الحان سي گانه باربد است.

كرشمه
نغمه كوچك و سه ضربي است كه در اثر دستگاه ها و آوازها نواخته مي شود
.

كوچه باغي
از گوشه هاي دستگاه شور است.

كيخسرو
از آواز هاي باربد
.

كين ايرج
از الحان سب گانه باربد است
.

گام
دايره، ذوالكل دوره نغمات هشتگانه ،گام توالي هشت نت موسيقي است.

گاويزنه
نوايي از موسيقي است
.

گبري
گوشه اي در ابوعطا است
گردانيا
نام نوايي است از موسيقي
.

گردانيه
نام پرده اي از موسيقي است
.

گشايش
نام آهنگي است در موسيقي.

گلريز
از گوشه هاي موسيقي ايراني در دستگاه شور است
.

گلزار
نام نوايي است در موسيقي.

گل نوش
از نغمه هاي دوره ساساني است.

گنج باد آورده
از الحان سي گانه باربد است كه به افتخار شهر براز سردار معروف ايران به مناسبت فتح مصر ساخته شده است و منظور گنجهايي است كه امپراطور روم باركشتي كرده بود و بوسيله بادبه ساحل افتد و نصيب سردار ايراني شد
.

گنجدار
نام نوا و صدايي است از موسيقي
.

گنج ساخته
از آواز هاي باربد
.

گنج سوخته
نام لحن هجدهم است از سي لحن باربد.

گنج عروس
يكي از ساخته هاي باربد.

گنج فريدون
نام نوايي است كه رامشگران زنند
.

گنج گاو
نام لحن هفدهم از سي لحن باربد. نام ديگر اين لحن كه در برهان قاطع نوشته شده گنج كاوس است
.

گنج گاوان
نوايي است از نواهاي باربد.

گنج گاوميش
نام نوايي است از نواهاي باربد.

گوركا
آهنگي است از موسيقي.

گوشت
يكي از شش آواز موسيقي است كه آن نوروز و مايه و سلمك و گوشت و شهناز و گردانيه باشد
.

گويا
نام آهنگي است
.
لبينا
نام نوايي از موسيقي است
.

ليلي
نوايي از موسيقي است.

ماه بركوهان
يكي از الحان سي گانه باربد است
.

ماهور
فواصل گام ماهور با فواصل گام بزرگ غربي منطق است اين دستگاه به همين نام و فواصل مشابه در شرح ادوار صفي الدين يافت مي شود و همين دليل قدمت آن است. اين گام مبين شجاعت، شادي و اميدواري و پيشرفت زندگي است. گوشه هاي اين دستگاه عبارتند از: درآمد، كرشمه، گشايش، خوارزمي و گاهي دلكش كه گوشه دستگاه شور است و براي تنوع و خروج از يك نواختي در اين دستگاه مي نوازند. گوشه هاي ديگر اين دستگاه كراوغلي، داد، خسرواني، خاوران، طرب انگيز، طوسي، آذربايجاني، فيلي، زيرافكند، ماهور صغير، ابول، حصار ماهور، نيريز، نهيب، عراق، محير، آشور آوند، زنگوله، سروش، اصفهانك، راك هندي، صفير، نغمه، راك عبدالله، ساقي نامه، صوفي نامه، پروانه، بسته نگار، حربي، شهر آشوب.


مثنوي پيچ
از گوشه هاي موسيقي در نغمه افشار
.

مخالف
از گوشه هاي دستگاه سه گاه است
.

مخمس
بيست ضرب. از ضربهاي موسيقي ايران است
.

مرواي نيك
يكي از الحان سي گانه باربد است
.

مشكدانه
از الحان سي گانه باربد است.

مشك مالي
از آوازهاي باربد.

مشكويه
يكي از الحان سي گانه باربد است.

مويه
از گوشه هاي دستگاه سه گاه است
.

مهرباني
از گوشه هاي دستگاه شور است
.

مهرگاني
از آوازهاي باربد. مهرماني نام ديگر اين آواز است كه در برهان قاطع نوشته شده است
.


نار شيرين
نام نوايي است از موسيقي

ناز نوروز
نام نوايي است از موسيقي
.

ناقوس
در موسيقي نام يك آواز از دستگاه سه گاه است.

ناقوسي
نام لحن بيست و ششم از سي لحن باربد
.

ناله
آواي ادوات موسيقي.

نخجيرگان
نام نوايي است از موسيقي كه باربد آن را ساخته است. اين نوا را نخچير گان و نخچيرگاني هم گويند كه نام لحن سي ام باربد است. و به قولي نام لحن بيست و هفتم است.

نخچير گاو
نام نوايي است از موسيقي. ظاهراً اين كلمه مصحف نخچير گان است.

نستور
در موسيقي نام يك رنگ دستگاه همايون و نوا است
.

نشابور
يا نشابورك نام نوايي است از موسيقي و نام شعبه اي است از نوا كه به نواشابور مشهور است.

نصيرخاني
چهار پاره را به ببينيد.

نغمه
گوشه اي از دستگاه راست پنجگاه است كه سه ضربي است
.

نوا
فواصل درجات دستگاه نوا با گام شور مشابه است فقط نت اصلي آن با گام شور تفاوت دارد. در اين دستگاه حالت آرمش و سلامت نفس مشاهده مي شود و براي همراهي اشعاري حاكي از معاني فلسفي مناسب است. گوشه هاي مهم اين دستگاه عبارتند از: درآمد، كه از مايه شروع مي شود و شاهد آن نت چهارم گام و ايست آن نت دوم است. گردانيه، گوشت، نهفت. گوشه هاي ديگر‌ آن: نغمه، بيات راجع، حزين، مويه، عشاق، عشيران، نيشابورك، خجسته، مجلسي، ملك حسيني، بوسليك، نيريز، نستوري، طاقديس، رهاب، عراق.

نوبهاري
از آواز هاي باربد كه نظامي آنرا غنچه كبك دري ناميده است
.

نوروز
از الحان سي گانه باربد در مايه همايون است كه به نام جشن باستاني و ملي ايران ناميده شده و به نامهاي مختلف، نوروز كوچك و نوروز خارا و نوروز كيقبادي آمده است كه بعدها نوروز صبا جانشين آنها شد و در كتابهاي دوران بعد نوروز عجم و نوروز عرب نيز آمده است
.

نوروز صبا
د
ر پرده چكاوك و از پرده بيداد شروع مي شود ( نوروز را به ببينيد ).

نوروز غرب
در پرده چكاوك توقف مي كند ( نوروز را به ببينيد
).

نوروز خارا
به پرده چكاوك فرود مي آيد ( نوروز را ببينيد ).

نوشين باده
از الحان سي گانه باربد است
.

نهفت
از نغمه هاي دوره ساساني كه در مايه نوا ساخته شده است.

نهفت شكسته
از گوشه هاي دستگاه شور است.

نيشاپور
از گوشه هاي دستگاه شور است
.

نيم ثقيل
هفده ضرب ( ديك دك ديك دك دك ديك دك ديك دك دك دك ) از ضربهاي موسيقي ايران مي باشد
.

نيم دور
ده ضرب ( ديك دك ديك دك دك دك دك )‌. از ضربهاي موسيقي ايران مي باشد.

نيمروز
از الحان سي گانه باربد است
.


هفت گنج
نام نوايي است از موسيقي
.

همايون
گام همايون را مي توان با گام كوچك موسيقي غربي مقايسه نمد. نغمات اين دستگاه ملايم و گوشه هاي آن ماليخوليايي است، گوشه هاي اين دستگاه عبارتند از: درآمد، چكاوك، بختياري، ليلي و مجنون، بيداد، كه گوشه هاي اصلي را تشكيل مي دهند و گوشه هاي ديگر مواليان، ني داود، باوي، ابوالچپ، راه ندي، موره، طرز، نوروز عرب، نوروز صبا، نوروز خارا، نفير و فرنگ، شوشتري، ميگلي، دلنواز، غزال، مؤالف، دناسري، جامه داران، فرح، شهر آشوب، پروانه، نغمه بيات اصفهان را مي توان از دستگاه همايون دانست و لي اكنون آنرا دستگاه مستقلي مي دانند گوشه هاي اين نغمه، در آمد، بيات راجع، عشاق، سوز و گداز، جوايه، راز و نياز، چهار مضراب، مثنوي، فرح انگيز است
.


يزدان آفريد
نخستين آوازي كه باربد براي خسرو پرويز خواند و سبب نامي شدن او گرديد.

يك و نيم ساز
گونه اي از فنون و هنرهاي سازندگي سازهاي زهي
.

همه چیز درباره ایرج (استاد حسین خواجه امیری)

در پی مراسم تجلیل از ایرج؛ به عنوان صدای ماندگار ایران

جای خالی ضبط و ثبت تاریخ شفاهی!

ادامه نوشته

شب یلدا نزدیک است همنوعان و همسایگان تنگدست را فراموش نکنیم که شادی واقعی در کمک به هم نوع است

                   توکز محنت دیگران بی غمی         نشاید که نامت نهند آدمی
دوستان هموطنان شب یلدا نزدیک است بیائید همنوعان و همسایگان تنگدست خود را در این شب عزیز فراموش نکنیم .که شادی واقعی در دستگیری از نیازمندان است.
داستان زیر قصه واقعی نیازمندانی است که با شرم صورت خود را سرخ نگهداشته اند.
شاید که با خواند ن این قصه پر غصه وجدان خواب آلوده مان بیدار شود و به حد وسع خود نیازمندان را دستگیری کنیم.
عصر سردی بود و دانه های برف آرام آرام لباس رهگذران را سفید می کرد مرد میان سالی به بیرون میوه فروشی زل زده بود ،و به مردمی که در حال خرید بودند  نگاه می کرد.میوه فروش تند تند پاکت های میوه را تحویل مشتریان می داد و با ولع خاصی پول هائی  راکه از مشتریان می گرفت  شمرده و به دخل می گذاشت.
شاگرد میوه فروش میوه های مشتریانی را که با ماشین های مدل بالا و گرانقیمت برای خرید آمده بودند  را داخل ماشین شان می گذاشت و انعام می گرفت.مرد با خودش فکر می کرد چه می شد اگر او هم می توانست میوه بخرد و با بچه هایش در شب چله بخورد. وشبی را به شادی در کنار  خانواده اش سپری کند.
رفت نزدیکتر چشمش افتاد به جعبه چوبی بیرون مغازه که میوه های خراب داخلش بود ، با خودش گفت چه خوب است سالم تر هایش را سوا کند و ببرد خانه ،می توانست قسمت های خراب میوه ها را جدا کند بقیه را بدهد به بچه ایش هم اسراف نمی شود هم بچه هایش شاد می شوند.برق خوشحالی توی چشمانش دوید دیگر سردش نبود !مرد رفت جلو نشست پای جعبه میوه تا دستش را داخل جعبه برد شاگرد میوه فروش گفت :دست نزن پدر من !پاشو برو دنبال کارت !مرد بلند شد خجالت کشید چند تا از مشتریها نگاهش می کردند سرش را پائین انداخت و راهش را کشید و رفت.چند قدم دور شده بود که خانمی صدایش زد:پدرجان پدرجان !مرد ایستاد در لحظه ای با خودش هزاران فکر کرد نکند کسی او را شناخته باشد دنیا بر سرش آوار شد کم مانده بود از خجالت قالب تهی کند.اما به هر ترتیبی بود برگشت و پشت سرش را نگاه کرد. خانمی مانتوئی با لحنی مهربان به اوگفت : پدر جان این ها را برای شما گرفتم !سه تا پلاستیک دستش بود پر از میوه انار و پرتقال و یک هندوانه متوسط .مرد گفت دستت درد نکند خواهر اما من مستحق نیستم !خانم گفت اما من مستحقم پدر !مستحق انسان بودن و به همنوع توجه کردن !اگر اینها نگیری دلم را می شکنی !جون بچه هات بگیر!خانم منتظر جواب مرد نشد میوه هاراداد دستش و سریع دور شد.
مردهنوز ایستاده بود و در حالیکه در افکار خود غوطه ور بود رفتن خانم را نگاه می کرد.ناگاه قطره اشکی که توی چشمانش جمع شده بودغلطید روی صورتش .با صدایی لرزان و آرام گفت هیچگاه شرمنده فرزند نباشی خواهر !الهی خیرببینی که در این شب چله کاری کردی که شرمنده فرزندانم نشوم.
برادر و خواهری که به سفر معنوی حج مشرف می شوی باید به این مساله هم توجه فرمائی :
در اینجا همدم و همسایه ات در رنج و بیماری 
تو آنجا(حج)در پی یاری 
چه پنداری ؟کجا وی از تومی خواهد چنین کاری
 

در واکنش به ممنوعیت تشویق بوندسلیگائی تراکتوری ها

بعد از رای عجیب و غریب کمیته انضباطی در خصوص تیم مس سونگون آقای تقیون اعلام کردند : به دلیل تاثیر در تضعیف روحیه تیم حریف اجازه نمی دهند تشویق بوندسلیگائی ادامه پیدا کند!

درمقابل رفتارهای بدیع هوادران تراکتور ازقبیل کمک به برف روبی ورزشگاه ،تشویق تیم حریف در ایتدای بازی ،تشویق های بوندسلیگایئ که نشاط را به سکوها هدیه می دهد  فدراسیون تشویق بوندسلیگائی هوادران تراکتور را قدغن می کند.واستدلاشان هم این است که این نوع تشویق روحیه تیم مقابل را تضعیف می کند.این چه استدلال مسخره ای است که عنوان کرده اند؟در همه شهرهای ایران و سایر کشورها تشویق تیمی توسط هواداران آن روحیه دادن به تیم خودی وتضعیف روحیه تیم حریف است .مگر قرار است به تیم مقابل روحیه بدهیم !در مسابقه و مبارزه  باید  بارجز خوانی روحیه حریف را تضعیف کرداین یک قانون کلی است نکند شما انتظار دارید ما تیم حریف را تشویق کنیم وتا آنها برما غلبه کنند؟ و ما موقع گل خوردن تیم حریف را تشویق کنیم ؟ مساله این نیست! تراکتور خارچشم فدراسیون و دشمنان اذربایجان شده است .آنها حتی تحمل موفقیت یک تیم ورزشی درآذربایجان را ندارند .وبهانه جوئی می کنند.این نوع رفتار ها و مخالفت ها در زمین سینه ها تخم نفاق افکندن است.آنها برای یک اشتباه داور(محسن قهرمانی) که به ضرر تیم محبوشان پرسپولیس بوده می خواهند قهرمانی را از داوری محروم وجریمه کنند .درحالیکه دوفصل پیش محسن ترکی بصورت علنی در مقابل تیم استقلال سر تیم تراکتور را برید وبا اخراج حاج صفی و گرفتن پنالتی به نفع استقلال ، قهرمانی را از تیم تراکتور گرفت .آنها اگر راست می گویند حسن نیت خود را ثابت کنند و پرونده آن بازی را دوباره مفتوح کنند  و ترکی را نیزاگرجرمی مرتکب شده مجازات کنند.اما دریغ !ما می دانیم که داوران با چراغ سبز فدارسیون به ضرر تراکتور سوت زده ومی زنند.تراکتور استخوان گلو گیری برای خیلی ها شده اگر بتوانند دوبار محبوب  آذربا یجانی ها به لیگ یک برمی گردانند.در اینجا جهت یادآوری نمونه دیگری از دشمنی فدارسیون و کمیته انضباطی با مردم آذربایجان که همانارا ی مسخره کمیته انظباطی برای مس سونگون است متذکر می شوم که همگی از کم و کیف آن آگاهیم. تمام این برخوردها نشان دشمنی آنان با آذربایجان است.وگرنه اگر این نوع تشویق از سوی دردانه های خودشان شروع می شد با به به و چه چه دررسانه هایشان از آن یاد می کردند.

توصیه ما به به دشمنان تراکتور و آذربایجان این است که دست از دشمنی بردارند و رفتار خودرا تصحیح کرده و سعه صدر داشته باشند و عدالت را پیشه خود کنندو گرنه خودشان بهتر می دانند که هر عملی عکس العملی دارد.پس بیایید به جای کاشتن تخم کینه ، گل دوستی و مهرورزی را به همدیگر هدیه کنیم که این برای شمابهتراست.

"مواد لازم برای ریاست"-خلیل جوادی

"مواد لازم برای ریاست"
*********
مغز، یه قاشق مربا خوری
برای زیر آب زنی و نون بری

چنتا بادمجون واسه ی دور قاب
یه دستمال یزدی از جنس ناب

یه قابلمه عقاید خرافی
بوی بد عرق به حد کافی

یه دونه ویترین واسه دین فروشی
ضعیف بودن ضریب هوشی

کمی ریا و اندکی تظاهر
چند عدد رفیق سر در آخور

یه کم دروغ، یه ذرّه چاپلوسی
یه خورده تمرین واسه دستبوسی

الان دیگه رئیسمون حاضره
شعله شو کم کن که یه وخ سر نره
***
مواد لازم ریاست اینه
به شرط این که تو مخت بشینه

تو دین وایمون نداری، که داری
ته ریش میزون نداری، که داری

کاسه رو هم خوب بلدی بلیسی
شک ندارم دو سال دیگه رئیسی

رئیس شدن که کار نداره ناشی
کافیه که هیچ چی بلد نباشی

روباه و زاغ -میرزا علی اکبر صابر

داستان زیبای “روباه و زاغ” نوشته شده در کتابهای دوره دبستان ترجمه یکی از داستانهای شیرین کتاب “هوپ هوپ نامه” به نام “تولکو ایله قارغا” است کتاب هوپ هوپ نامه متعلق به یکی از مفاخر آزربایجان “میرزا علی اکبر صابر” است.

متاسفانه کتابهای درسی دوره دبستان بدون اسم بردن از شاعراصلی و پدید آورنده ی این اثر، این شعر را به به فارسی وبه  نام “حبیب یغمایی” در کتاب درسی به چاپ رسانده اند!!در حالی که حبیب یغمائی این شعر را به فارسی ترجمه کرده است.

اصل شعر ترکی قارغا و تولکو ( کلاغ و روباه) از میرزا علی اکبر صابر:

پئندیر آغزیندا بیر قارا قارغا ـ اوچاراق قوندو بیر اوجا بوداغا

تؤلکو گؤرجک یاواش یاواش گلدی ـ ائندیریب باش ادبله چؤمبلدی

بیر زمان حسرت ایله قارغا ساری ـ آلتدان، آلتدان ماریتدی باش یوخاری

دئدی «احسن سنه، آقارغا آغا! ـ نه نزاکتله قونموسان بوداغا!»

بزه دین سن بو گون بیزیم چمنی ـ شاد قیلدین بو گلمگینله منی

نه گؤزه ل سن، نه خوش لقاسن سن! ـ یئری وار سؤیله سم هما سن سن!

توکلریندیر ایپک کیمی پارلاق ـ بد نظردن ووجودون اولسون ایراق

بو یقین دیر کی، وار سئویملی سسین ـ اوخو، وئرسین منه صفا نفسین!»

بؤیله سؤزدن فرحله نیب قارغا ـ آغزینی آچدی تا کی، ائتسین، غا

«غا» ائده رکن هنوز بیرجه کره ـ پئندیری دیمدیگیندن ائندی یئره

تولکی فورا هاوادا قاپدی یئدی ـ قارغایا طعنه ایله بؤیله دئدی

«اولماسایدی جهاندا سارساقلار ـ آج قالاردی یقین کی، یالتاقلار»

چوپان دروغگو -که اصل این داستان توسط شاعر بزرگ آذربایجانی میرزا علی اکبرصابر سروده شده


بیرچوبان بیرگون ائتدی داغدا هارای
جاناوار وار دئدی گلین ای وای
اهل قریه یوگوردو داغ طرفه
گئتمه سین تا قویون قوزو تلفه
بونلاری مضطرب گؤرونجه چوبان
گولمه یه باشلادی دئدی : یاران
سیز بونو سانمایین حقیقت دیر
داماغیم گلدی ، بیر ظرافت دیر
بینوالار قاییتدی لیک چوبان
گئنه بیر گون داغ اوزره قیلدی فغان
جاناوار وار دییه باغیردی گئنه
قریه اهلین کمک چاغیردی گئنه
کندلیلر ائتدیلر دوباره هجوم
گئنه اولدو یالانلیغی معلوم
دوغرودان بیر زامان به عزم شکار
قویونا گلدی بیر نئچه جاناوار
هرچه داد ائیله دی چوبان یاهو
ائشیدنلر دئدی یالاندیر بو
بو سبب دن هارایه گئتمه دیلر
اونا هئچ اعتناده ائتمه دیلر
جاناوارلار یئدی بوتون قویونو
ایشته اوغلوم یالانچی لیق اویونو
یاق یالانچی تانیلدی چونکه چوبان
دوغرو دئرکن سوزو تانیلدی یالان
هرگز اوغلوم یالان دئمه کی خدا
دوست توتماز یالانچی نی ابدا
هم ده خلق ایچره حرمتین اولماز
عزتین قدر و قیمتین اولماز

 میرزا علی اکبر صابر

بو گؤزل شعرین یارادانی، بؤیوک شاعیریمیز میرزا علی اکبر صابیردیر. اونون بو آدلی شعری «یالانچی چوبان» لا بیرلیکده دونیانین بیر نئچه دیلینه ترجومه اولونوب، او جومله دن روس و فارس دیللرینه. تاسوفله فارس ادبیاتیندا، بعضی شاعیرلر صابیرین آدین گتیرمه دن اؤزلرینه چیخیبلار، سونرالار اوستاد شهریاردا بوتون بو مقصدلی سهولری گؤروب دوشونرکن نه یاخشی دئییب:

فارس شـــاعری چوخ سؤزلرینی بیـزدن آپارمیش

"صابر" کیمی بیر سفره لی شاعر ، پخیل اولماز

تورکــــون مثلی ، فولکلــــوری دونیـــادا تـــک دیر

خان یور قانی ، کند ایچره مثل دیر ، میتیل اولماز

(شاعران پارسی زبان ، بسیاری از مطالبشان را از ما گرفته اند

شاعر بخشنده ای همانند صابر ، هیچگاه بخیل نمی شود 

ضرب المثل ها و ادبیّات عامیانه ترکی در دنیا تک است و همتایی ندارد

در روستا ضرب المثل است که لحاف ارباب، لحاف یا دوشکی مندرس نیست  "هیچگاه از ارزش نمی افتد " )

ادامه نوشته

20 مهر روز حضرت حافظ گرامی باد-تاریخچه ای از ساخت مقبره حافظ

بر سر تربت ما چون گذری همت خواه       که زیارتگه رندان جهان خواهد شد

چنانچه می دانیدخواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به "حافظ"، غزلسرای بزرگ و از خداوندان شعر و ادب پارسی است. وی حدود سال ۷۲۶ هجری قمری در شیراز متولد شد. علوم و فنون را در محفل درس استادان زمان فراگرفت و در علوم ادبی عصر پایه‌ای رفیع یافت. خاصه در علوم فقهی و الهی تأمل بسیار کرد و قرآن را با چهارده روایت مختلف از بر داشت. "گوته" دانشمند بزرگ و شاعر و سخنور مشهور آلمانی دیوان شرقی خود را به نام او و با کسب الهام از افکار وی تدوین کرد. دیوان اشعار او شامل غزلیات، چند قصیده، چند مثنوی، قطعات و رباعیات است. وی به سال ۷۹۲ هجری قمری در شیراز درگذشت. آرامگاه او در حافظیهٔ شیراز زیارتگاه صاحب نظران و عاشقان شعر و ادب پارسی است.

 پس از آن که روح بلند حافظ به مشعوق ازلی پیوست ، در خاک باغ مصلی که مأوا و محل گشت و تفرج او بود ، در زیر سایه سرو روانی به خاک سپرده شد . حافظ از همان ابتدا مورد احترام و تقدیس مسلمانان قرار گرفت و با وجود این که قبر او در ابتدا ساده و بی‏تکلف بود مورد زیارت مشتاقان قرار گرفتتاورنیه که در دوره صفوی از این مکان دیدن کرده است، می‏نویسد:

"یک قبرستان دیده می‏شود که اطرافش محصور است و در وسط آن، رو به قبله، یک مقبره واقع شده که زیارتگاه دراویش و مردمان مقدس است که به آنجا می‏آیند و نماز می‏خوانند و آن مدفن خواجه شمس الدین محمد شیرزای که از نام آورترین شعرا و عرفای ایران زمین و مشهور به حافظ است که ایرانی‏ها اشعار او را دوست دارند و دیوانش را عزیز می دارند بطوریکه در اکثر خانواده های ایرانی در کنار هر قرآن ونهج البلاغه ای دیوانی از حضرت حافظ دیده می شود...... 

ادامه نوشته

وژاگان ترکی با چوپان آغاز می شود

 

بنام خدا

 چوپان یکی از نقشهای مهم در حیات ترکان بوده است. از نظر تاریخی نیز ترکان به دلایل جغرافیایی و اقلیمی از ابتدا به رمه داری و پرورش حیوانات بویژه اسب مشغول بوده و نوعی خاص از این فرهنگ یعنی فرهنگ چوپان سواره را به وجود آورده اند. بسیاری از شخصیتهای اساطیری و داستانی ترک در کسوت چوپانی بوده و در این کسوت نیز در داستانها و تاریخ حضور داشته اند. به عنوان نمونه می توان به شخصیتهایی چون قاراجا چوپان در داستانهای دده قورقود و شخصیتهایی چون خان چوبان در ترانه ها و داستانهای متأخر ترکی اشاره کرد.

چوپان در حیات ترکان نقش یک محافظ آگاه، نیرومند و دلاور را بازی می کند. آگاهی و هوشیاری او حافظ ایل بوده و آرامش را به دنبال دارد. او همواره مانند مرزبانی است که دور از مجالس عیش و نوش به کار مهم خود می پردازد. مروری بر واژگان زبانی ترکی که با واژه چوپان آغاز می شوند، می تواند شیفتگان را به ابعاد مختلفی از معنای این واژه برساند.

ادامه نوشته

تاریخچه پيدايش نماد شير و خورشيد در پرچم قبلي ايران

 

بعد از اسلام پرچم و نماد حکومت های هخامنشی و ساسانی درفش کاویان که شامل یک پوست چرم منقوش به جواهرات می شد بود.

 در دوره اسلام نيز اعراب از كشيدن اشكال روي پرچم خودداری مي كردند و حتي پرچم ابو مسلم خراساني يك پرچم سياه يك پرچم سیاه یک دست بود تا اینکه..........

ادامه نوشته

پادشاه فصل ها-پائیز

پاییز می رسد که مرا مبتلا کند
با رنگ های تازه مرا آشنا کند

پاییز می رسد که همانند سال پیش
خود را دوباره در دل قالیچه جا کند

او می رسد که از پس نه ماه انتظار
راز درخت باغچه را برملا کند

او قول داده است که امسال از سفر
اندوه های تازه بیارد، خدا کند

او می رسد که باز هم عاشق کند مرا
او قول داده است به قولش وفا کند

پاییز عاشق است و راهی نمانده است
جز این که روز و شب بنشیند دعا کند

شاید اثر کند و خداوند فصل ها
یک فصل را به خاطر او جا به جا کند

تقویم خواست از تو بگیرد بهار را
تقدیر خواست راه شما را جدا کند

خش خش، صدای پای خزان است، یک نفر
در را به روی حضرت پاییز وا کند       

علیرضا بدیع

 آسمانش را گرفته تنگ در آغوش
ابر؛ با آن پوستین سردِ نمناکش.
باغ بی برگی،
روز و شب تنهاست،
با سکوت پاکِ غمناکش.
سازِ او باران، سرودش باد.
جامه اش شولای عریانی‌ست.
ورجز،اینش جامه ای باید .
بافته بس شعله ی زرتار پودش باد .
گو بروید ، هرچه در هر جا که خواهد ، یا نمی خواهد .
باغبان و رهگذران نیست .
باغ نومیدان
چشم در راه بهاری نیست
گر زچشمش پرتو گرمی نمی تابد ،
ور برویش برگ لبخندی نمی روید ؛
باغ بی برگی که می گوید که زیبا نیست ؟
داستان از میوه های سربه گردونسای اینک خفته در تابوت پست خاک می گوید .
باغ بی برگی
خنده اش خونیست اشک آمیز
جاودان بر اسب یال افشان زردش می چمد در آن .
پادشاه فصلها ، پائیز .

اخوان ثالث

غم جکمه -علی آقا واحد

کونول غم چکمه یار آچمیش جمالیندن نقاب ایندی

خجالت‌دن اوزون تورپاغه سورتور آفتاب ایندی

او سرو نازنینین قامتی سانکی قیامت دیر

کی سالمیش خاطیر احبابه شوق انقلاب ایندی

طواف کوی جانان قصدین ائتمیش عشق چاووشی

بو یوزدن آذری اوغلو اولوبدور فیض‌یاب ایندی

همیشه اهل عشقی بی‌ریالیق نیک‌نام ائیلر

نولا، عالم قیلور اهل ریادن اجتناب ایندی

اومید وصلینه بیر نازنینه اعتماد ائتدیم

بو شیدا کونلومه هجرینده ائیلر مین عذاب ایندی

دم المومش یوسف شادی زلیخای محبتدن

اولور معشوقه سیندن خسته عاشیق کامیاب ایندی

اول آهو گوزلونین گویا کی گورموش زلف پرچینین

قاچوب دشت خطاده گیزله‌نوبدیر مشکناب ایندی

مریده بنده‌ی پیر مغانم، عشق فیضیندن

نه ایسترسه‌م، اولور میخانه‌لرده مستجاب ایندی

من اول ساغرپرست و رند و عیاش کهن سالم

منه حرمت قیلوب تعظیم ائدر جام شراب ایندی

سیزینله بیز گوروش‌مگ آرزوسین چوخدان ائتمیش‌دیک

داریخما، فطرته یازسن‌ده، واحد، بیر جواب ایندی

 

بولمه دیز هئچ

بیرگون اولی یاتانلاردا اویانار


گئجه تا صوبحه اچیلینجاخ ملدیم بولمدیز هئچ

اورگین قانینی گوزدن الدیم بولمدیز هئچ

گون چیخان واخدا یغیشدیز بیر اغاج کولگه سینه

اویدوز اولده اورکدن قارا بایقوش سسینه

اویانان اولمادی بیر کیمسه آغاج شیهه سینه

نه یوخو ؟ لش لشین اوسته قالادیم بیلمدیز هئچ

قوللاریزدان یاپیشیب سیلکلدیم بولمدیز هئچ

اوزگه بیر ائلجه بولنلر کوکوزی قازدیردی

سئچدی املیکلریزی آیری یولا ازدیردی

ائوز دیلینده سیزه ائوز ایستدگین یازدیردی

آغلادیم من ائوزوزه یاش چیله دیم بولمدیز هئچ

قوللاریزدان یاپیشیب سیلکلدیم بولمدیز هئچ

سارالیب سولدولا سینه مده بوتون آرزولاریم

بارماغیم دویدو دیلیم سوسدو دیله گلدی تاریم

قیشقیران بیر منیدیم بیرده منیم یازقیلاریم

من چیغیردیم ائوزوزه یاش چیلدیم بولمدیز هئچ

قوللاریزدان یاپیشیب سیلکلدیم بولمدیز هئچ

ایندی دای کد داغیلیب باغ پوزولان واخدی اویان !!!

گوزله ییردیم بو مین ایللیگ یوخودان بلکه دویان

زنجان آدین قیزیل آذر ائلینین اوسته قویان

یوخودایدیز سیزی آچدیم بلدیم بولمدیز هئچ

قوللاریزدان یاپیشیب سیلکلدیم بولمدیز هئچ

آیری بیر کوکده بیتن گونن اصالت چورودو

ایندی ساتقینلاریمیز هر کوچه ده مین سورودو

دیلیمیز اولدی یاساق اولکه نی نیسگیل بورودو

صور اسرافیلی مین یول پولدیم بولمدیز هئچ

قوللاریزدان یاپیشیب سیلکلدیم بولمدیز هئچ

عکس های کمتر دیده شده از مشروطه خواهان

بزرگ میداریم و ارج مینهیم به تمام کسانی که جنبش مشروطه ایران را به پیروزی سوق دادند.قهرمانان مشروطه و آنهایی که به آرمانهای مشروطه یعنی ایرانی مدرن و پیشرفته و اباد ، باملتی سربلند و مرفه و محترم در تمام جهان ، جامه عمل پوشاندند ،همیشه در قلب تاریخ ایرانشهر جاودان و محتشم خواهند ماند .



ادامه نوشته

عاشق

عاشقی محنت بسیار کشید
تا لب دجله به معشوقه رسید

نشده از گل رویش سیراب
که فلک دسته گلی داد به آب

نازنین چشم به شط دوخته بود

فارغ از عاشق دلسوخته بود

دید در روی شط آید به شتاب
نوگلی چون گل رویش شاداب

گفت به به چه گل زیبایی است
لایق دست چو منِ رعنایی است

حیف از این گل که برد آب او را
کند از منظره نایاب او را

زین سخن عاشق معشوقه پرست
جست در آب چو ماهی از شست

خوانده بود این مثل آن مایه‌ی ناز
که نکویی کن و در آب انداز

خواست کازاد کند از بندش
نام گل برد و در آب افکندش

گفت رو تا که زهجرم برهی
نام بی مهری بر من ننهی

مورد نیکی خاصت کردم
از غم خویش خلاصت کردم

باری آن عاشق بیچاره چو بط
دل به دریا زد و افتاد به شط

دید آبی است فراوان و درست
به نشاط آمد و دست از جان شست

دست و پایی زد و گل را بربود
سوی دلدارش پرتاب نمود

گفت کای آفت جان سنبل تو
ما که رفتیم، بگیر این گل تو

جز برای دل من بوش مکن
عاشق خویش فراموش مکن

بکنش زیب سر ای دلبر من
یاد آبی که گذشت از سر من

ایرج میرزا 

ماه - شهریار


امشب ای ماه به دردِ دل من تسکینی
آخر ای ماه تو همدرد من مسکینی

کاهش جان تو من دارم و من می دانم
که تو از دوری خورشید چه ها می بینی

تو هم ای بادیه پیمای محبت چون من
سر راحت ننهادی به سر بالینی

هر شب از حسرت ماهی من و یک دامن اشک
تو هم ای دامن مهتاب پر از پروینی

همه در چشمۀ مهتاب غم از دل شویند
امشب ای مَه تو هم از طالع من غمگینی

من مگر طالع خود در تو توانم دیدن
که تو اَم آینۀ بخت غبار آگینی

باغبان خار ندامت به جگر می شکند
برو ای گل که سزاوار همان گلچینی

نی محزون مگر از تربت فرهاد دمید
که کُند شِکوه ز هجرانِ لب شیرینی

تو چنین خانه کن و دلشکن ای باد خزان
گر خود انصاف کنی مستحق نفرینی

کی بر این کلبۀ طوفان زده سر خواهی زد
ای پرستو که پیام آور فروردینی

شهریارا گر آئین محبت باشد
جاودان زی که به دنیای بهشت آئینی

آقای تابستان

خيلي خوش اخلاق است

آقاي تابستان

بابقچه سبزش

برگشته او الان

در بقچه اش دارد

عطر گل شب بو

مي افتد از لايش

گيلاس و زرد آلو

موهاي او سبز است

مثل درخت بيد

خيلي تنش داغ است

مثل تن خورشيد 

مي آورد باخود

تعطيلي و گرما

در انتظار ماست

بازي ،سفر ،دريا

 منیژه هاشمی

 

فریاده گلین



فریاده گلین 


          فریاده گلین نازلی نگاریم گئدیر الدن


                    همدم اولوب اغیاریله یاریم گئدیر الدن


         رفتاری گوزل نطقی گوزل باخماسی گویچک


                    آهو کیمی باخدیکجا قراریم گئدیر الدن


         حسرتله قالار گوزلریم آخیر دالیسینجا


                    هجران یئلی اسدیکجه بهاریم گئدیر الدن


         ناز ائیله سه نازین چکرم اول دئسه اوللم


                    یوخ چاره یولوم ،شعر و شعاریم گئدیر الدن


         آواره قالان من ، غم عشقینده یانان من


                    آخر نه دئییم ، دارو نداریم گئدیر الدن


         زلفون توکوب اطرافه گئییب جامعه زرین


                    آماده اولوب گئتمگه یاریم گئدیر الدن


                                                       استادهوشنگ جعفری


ظالملر

استاد یداله مفتون امینی

ظالم لری گر ازمگ اوچون، قولدا گوجوز یوخ


کونلوزده اولاردان ،باری بیر نفرتوز اولسون


باخ گور نه گوزه ل سوزدی ،حسین ابن علی ده ن


دینوزده اگر یوخ ،باری حریتوز اولسون

                                     

                                                  (مفتون امینی)

دوگدا - داستانی عبرت آموز


دو گدا تو یه خیابون شهر رم کنار هم نشسته بودن. یکیشون یه صلیب گذاشته بود جلوش، اون یکی یه ستاره داوود…
مردم زیادی که از اونجا رد میشدن به هر دو نگاه میکردن ولی فقط تو کلاه اونی که پشت صلیب نشسته بود پول مینداختن.

یه کشیش که از اونجا رد میشد مدتی ایستاد و دید که مردم فقط به گدایی که پشت صلیبه پول میدن و هیچ کس به گدای پشت ستاره داوود چیزی نمیده.
رفت جلو و گفت: رفیق بیچاره من، متوجه نیستی؟ اینجا یه کشور کاتولیکه، تازه اینجا مرکز مذهب کاتولیک هم هست.

پس مردم به تو که ستاره داوود گذاشتی جلوت پول نمیدن، به خصوص که درست نشستی بغل دست یه گدای دیگه که صلیب داره جلوش.
در واقع از روی لجبازی هم که باشه مردم به اون یکی پول میدن نه به تو.
گدای پشت ستاره داوود بعد از شنیدن حرفهای کشیش رو کرد به گدای پشت صلیب و گفت: هی “موشه” نگاه کن کی اومده به برادران “گلدشتین*” بازاریابی یاد بده؟!


نتیجه گیری با شما خواننده محترم ، فقط مواظب باشیم سکه خود را از روی لجبازی به کیسه هیچکس نریزیم.!!!

وصیت نامه زیبای وحشی بافقی


روزمرگم،هرکه شيون کند از دور و برم دور کنيد                                   
همه را مسـت و خراب از مـي انـگور کنيد

مزد غـسـال مرا سيــــر شــــرابــــــش بدهيد

مست مست از همه جا حـــال خرابش بدهيد

بر مزارم مــگــذاريــد بـيـــايد واعــــــظ

پـيــر ميخانه بخواند غــزلــي از حــــافـــظ

جاي تلقــيـن به بالاي سرم دف بـــزنيـــد

شاهدي رقص کند جمله شما کـــف بزنيد

روز مرگــم وسط سينه من چـــاک زنيـد

اندرون دل مــن يک قـلمه تـاک زنـيـــــــد

روي قــبـــرم بنويـسيــد وفــــادار برفـــت

آن جگر سوخته خسته از اين دار برفــــت