دروغ
روزی روزگاری دروغ می خواست حقیقت را گول بزند به همین خاطر به حقیقت گفت : مــــیل داری باهم به دریـــا برویم و شنـــا کنیم .حقیقــت ساده لــوح پذیرفت و گول خورد .و آن دو باهم به کنار ساحل رفتندوقتی به ساحل رسیدند حقیقت لباسهایش را در آورد .دروغ حیلــــه گـــر لباسهای او را پوشید و رفت .از آن روز همیشه حقیقت عــــریان و زشت است .اما دروغ درلبــــــاس حقیقت با ظاهری آراسته نمایان می شود...

+ نوشته شده در شنبه بیستم اسفند ۱۳۹۰ ساعت 22:44 توسط حسن رزاق پور
|
سلام برشما خواننده صاحبدل