شجاعت بدون هدف و آرمان ملی قدرتی محسوب نمی شود.

وطن پرست ترین کسی که شناخته ام ،همانا فردوسی پیرمرد توسی ست.

مشروطه خواه تفنگچی نیست بل آزادی خواه است .اگر آزادی نباشد ،ایران به آشوب کشیده می شود .قاجار یا مشروطیت را می پذیرد یا از ایران می رود.ایرانیان حق دارند پادشاه خویش را خود انتخاب کنند .اگر محمدعلی شاه غرورش را زیر پا می گذاشت با حقارت از تهران نمی گریخت.

اگر یک روز از زندگیم باقی مانده باشد ،آن یک روز را هم برای استقلال و حفظ کرامت ایران خواهم جنگید، حتی اگر لقب شورشی و ضد مملکت به من داده شود.(در یکی از نامه هایش به ظل السلطان)

دولتین انگلیس و روس را از دخالت در امور حالیه ایران برحذر می دارم ،آنچه بین ماست داخلی ست و هر تعرضی به ایران بی جواب نخواهد ماند.

ستارخان به پاختیانوف کنسول روس که می خواست بیرق روسیه را به سر در خانه اش بزند واو را در زینهار دولت روس قرار دهد گفت : ژنرال روس من می خواهم که هفت دولت به زیر بیرق ایران بیایند ،تواز من می خواهی زیر بیرق روس بروم من زیر بیرق بیگانه نمی روم .

ستارخان به فرمانده قشون روس که در سرحد جلفا بسوی تبریز در حرکت بودند چنین می نویسد: بدان ایرانیان شاید تاب ستمگری چون محمدعلی شاه قاجار را بیاورند امانیروی بیگانه را جز با جام مرگ استقبال نخواهند نمود.اگر برنگردید جنازه شما را برای خانواده تان خواهم فرستاد.